كنى و چه زهرهء آن كه مجادله نمائى حق تعالى بتصديق امير كبير آيه فرستاد كه
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً
آيا آنكس كه هست گرونده به خدا و رسول يعنى حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام
كَمَنْ كانَ فاسِقاً
همچون كسيست كه بيرون رفته از دايرهء ايمان يعنى وليد
لا يَسْتَوُونَ
برابر نيستند در شرف و رتبه يا در جزا و مثوبة و همين وليد پليد است كه عثمان او را بر كوفه والى ساخته بود شبى خمر خورده بود بامداد به مسجد رفت و مست امامت كرد و نماز صبح را چهار ركعت بگذارد و در ميان نماز روى بقوم كرد و گفت بر چهار ركعت بيفزايم كه با نشاطم و سر خوش مردمان بدانستند كه او مستست نامهء نوشتند بعثمان و او را از اين معنى واقف ساختند عثمان كس فرستاد و او را طلبيد و بعضى صلحاى كوفه برفتند و گواهى دادند كه او خمر خورده و مست در نماز آمده و نماز بامداد چهار ركعت گذارد و گفت ازيدكم فانى نشيط عثمان با امير المؤمنين مشورت كرد حضرت فرمود كه او را هشتاد تازيانه حد بايد زد عثمان حد زد و اين حال در كوفه شايع شد و در زمان خلافت امير المؤمنين عليه السّلام همه مهاجر و انصار بآنحضرت بيعت كردند وليد و مروان حكم و سعد بن عاص بيعت نكردند امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه چرا بيعت نميكنيد وليد گفت زيرا كه تو مرا بغضب آورده و كينهء خود را در دل من جاى داده و پدر مرا و پدر سعد را در روز بدر كشته و چون عثمان مروان را بمدينه آورد با او عتاب كردى كه ما با تو به اين شرط بيعت ميكنيم كه ما را بر ديگران مزية دهى چون از تو هراسان شويم بشام رويم و كشندگان عثمان را بقتل آريم حضرت جواب داد كه آنچه گفتى ما را بغضب آوردى و پر كينه ساختى آن به جهت اقامت حدود اللّه بود و عدم تعطيل احكام اللّه و ترويج دين رسول اللّه پس كينه شما حقيقة با خدا و رسول باشد نه با من و اما اينكه گفتى ما را مزيتى باشد شما را غير آنچه شرع تجويز كند چگونه من از دايرهء شرع قدم بيرون نهم و آنچه مرضى شما باشد عمل نمايم و اما ترس شما از من مىتوانم كه شما را ايمن گردانم و بدون آنكه از شما معصيتى ظاهر شود كه موجب حد و تعزير باشد ايذاء و آزار نرسانم و اما كشندگان عثمان را آنچه در شرع جايز باشد كه آن اثبات خون اوست نه بينه بايشان عمل كنم گفت اگر به تو بيعت نكنيم چه خواهى كرد فرمود شما را محبوس سازم تا بيعت كنيد پس ايشان بالضرورة بحسب ظاهر بيعت كردند و با اهل ايمان مساوى شدند حاصل كه حق تعالى ميفرمايد كه مؤمنان و فاسقان مساوى يكديگر نباشند چه منزلهء مؤمن درجات جنانست و منزل فاسق دركات نيران
همچنانكه در تفصيل آن ميفرمايد كه
أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا
اما آنان كه گرويدند به خدا و رسول
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ