تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
و كردند كارهاى شايسته
فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى
پس مر ايشانراست بوستانهاى كه مأواى حقيقيست چه دنيا منزليست كه ناچار از آن ارتحال بايد كرد بخلاف عقبى كه دار خلود است و گويند جنت الماوى جنتيست از جنان بر يمين عرش رحمن و ابن عباس فرموده كه تسميه آن بماوى بجهة آنست كه ارواح شهدا و صلحا در آن جاى گيرند و حق تعالى روز قيامت آن را بمؤمن خالص العقيدة و مخلص العمل دهد
نُزُلًا
در حالتى كه پيش كشى باشد و ما حضرى كه براى مهمان آورند و پس از دخول اين بهشت نعم كليه كه بكنه آن نتوان رسيد بديشان ارزانى دارد
بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
بسبب آنكه بودند كه ميكردند عملى كه مستحق اين كرامة و عطا باشند
وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا
و اما آنان كه بيرون رفتند از راه دين و بر طريق كفر و ضلالت راسخ شدند
فَمَأْواهُمُ النَّارُ
پس بازگشت ايشان آتش دوزخ است يعنى بجاى جنت الماوى كه نامزد مؤمنانست ايشانرا در آتش دوزخ مأوا دهند
كُلَّما أَرادُوا
هرگاه خواهند
أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها
آنكه بيرون آيند از آتش دوزخ به جهت بيتابى از تاب عذاب و عقاب آتش
أُعِيدُوا فِيها
باز گردانيده شوند در آن و مراد خلود ايشانست در آن و در خبر آمده كه هرگاه آتش بوقت جوشش ايشانرا بالا افكند تا نزديك درهاى دوزخ رسند و توقع بيرون آمدن كنند خزنهء دوزخ بگرزهاى آتشين ايشانرا بزنند و بقعر دوزخ در اندازند
وَ قِيلَ لَهُمْ
و گفته شود يعنى خزنهء گويند مر ايشانرا بر وجه اهانت و زيادتى غيظ كه
ذُوقُوا
بچشيد
عَذابَ النَّارِ
عذاب آتشين را
الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ
آن عذابى كه بوديد كه به آن
تُكَذِّبُونَ
تكذيب مىكرديد و باور نمىداشتيد اينكلام دالست بر آنكه مراد بفاسق كافر است چه غير كافر در دوزخ مخلد نخواهد بود
وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ
و هر آينه بچشانيم اهل مكه را
مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى
از عذاب نزديكتر و خردتر در دنيا كه قتل است و اسر و قحط بحيثيتى كه مدت هفت سال به آن مبتلا بوده و گوشت مرده و سك ميخوردند
دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ
بجز از عذاب بزرگتر كه عذاب خلود است در آتش دوزخ
لَعَلَّهُمْ
شايد كه ايشان يعنى جمعى كه باقى مانند از ايشان
يَرْجِعُونَ
بازگردند به راه حق و از كفر توبه كنند حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمود كه مراد به عذاب اكبر خروج مهدى آل محمد استكه بر كافران بيرون آيد و استيصال همهء ايشان بر دست او باشد و در لباب نيز از تفسير نقاش نقل كرده كه ادبى غلاى اسعار است و اكبر خروج