تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
در زمانى اندك سپاس دارى ميكنيد و شكرى اندك ميكنيد بر چنين نعمتها يعنى چنان كه ميبايد و سزد بشكر گذارى اين نعمة قيام نمينمائيد
وَ قالُوا
و گفتند منكران نعمة چون ابى بن خلف و امثال آن از روى انكار و جحود
أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ
آيا چون گم شويم در زمين يعنى خاك شويم و با زمين آميخته گرديم چنان كه اعضاى ما از اجزاى خاك متميز نباشد
أَ إِنَّا
آيا ما اين هنگام كه با خاك برابر شده باشيم
لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ
در آفرينش نو خواهيم بود يعنى هرگز ما مبعوث نشويم بعد از آنكه خاك شده باشيم
بَلْ هُمْ
بلكه ايشان
بِلِقاءِ رَبِّهِمْ
به رسيدن بجزاى پروردگار خود در آخرت
كافِرُونَ
ناگرويدگانند ببعث و نشور و عقاب و ثواب و حساب
قُلْ
بگو ايمحمد
يَتَوَفَّاكُمْ
به تمام فراگيرد روح شما را
مَلَكُ الْمَوْتِ
فرشتهء مرك كه عزرائيل است
الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
آن فرشتهء كه موكل مرگست و گماشته شده است بشما بقبض ارواح و عزلت شما از اين دنياى فانى
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
پس بسوى پروردگار خود بازگرديده شويد براى حساب و جزا و صاحب كشاف گفته كه عزرائيل ارواح را بخواند پس جواب دهند پس اعوان خود را بقبض آن امر نمايد و از مجاهد نقل كرده است كه همهء زمين نزد ملك الموت مانند طشتى است كه از هر جا كه خواهد تناول تواند نمود و در تفسير ابو الليث مذكور است كه ملك الموت را روئيست از آتش كه بدان روى بر كافران ظاهر گردد و روح ايشان را قبض كند و روئى دارد از ظلمت كه بدان روى روح منافقانرا فراگيرد و روئى دارد مثابهء آدميان كه بدان روى ارواح مؤمنان را توفيه كند و روئيست او را از نور كه بدان روى روح انبيا و شهدا و صديقان قبض نمايد و اعوان او ملائكهء رحمت و عذابند - در خبر استكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه در شب معراج چون مرا به آسمان بردند همهء فرشتگان در روى من خنديدند و اظهار بشاشت كردند مگر فرشتهء كه در ميان ايشان با سهم و هيبت تمام بود لوحى در دست گرفته و در وى نگاه ميكرد بر وى سلام كردم جواب سلام من باز داد و در روى من تبسم نكرد گفتم اى جبرئيل اين فرشته چه كس است گفت ملك الموت است تا خداى او را آفريده است هرگز روى او خندان نبوده پس نزد وى رفتم و گفتم ايملك الموت بيكساعته چگونه به همه جهان احاطه نمائى گفت اينجهان در پيش چشم من مانند خوانى استكه در پيش كس نهاده باشند دستش بهر جا كه خواهد رسد گفتم اين لوح چيست گفت بر اين لوح نام كسانيست كه آجال ايشان در اين سال منقضى خواهد شد و من در آن مينگرم تا هر كه را وقت اجل درآمده باشد قبض روح او كنم - از ابن عباس نيز مرويست كه دنيا نزد ملك الموت مانند خوانى استكه نزد كسى كه از هر جا خواهد چيزى بردارد بيرنجى كه به او رسد و ما بين كامى كه ملك الموت بردارد از مشرقست تا مغرب - عكرمة از ابن عباس نقل كرده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود