تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
آن يعنى نزد مهتدين بلا شبهه فرود آمده
مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
از نزد پروردگار عالميان
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ
آيا ميگويند اهل مكه كه محمد بر بافته است آن را از نزد خود يعنى انكار حقيقة آن كرده‌اند و اسناد افترا به او نموده‌اند نچنانست كه قرآن بر يافته باشد
بَلْ هُوَ الْحَقُّ
بلكه آن سخن درست و راستست
مِنْ رَبِّكَ
از نزد پروردگار تو
لِتُنْذِرَ
تا بيم كنى از عذاب الهى
قَوْماً ما أَتاهُمْ
قومى را كه نيامده است بديشان
مِنْ نَذِيرٍ
هيچ بيم كننده
مِنْ قَبْلِكَ
پيش از تو مراد زمان فترتست كه ما بين زمان عيسى و خاتم الانبياست
لَعَلَّهُمْ
شايد كه ايشان ببيم كردن تو آنها را
يَهْتَدُونَ
راه يابند به حق مراد بلعل ثبوتست يعنى مهتدى شوند به اين ادلهء واضحه اگر عناد و جحود نكنند بعد از آن بيان صفات كمال خود مىكند براى تنبيه بندگان تا از ضلالة به هداية بازآيند
اللَّهُ
خداى به حق
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آنكس است كه آفريد آسمانها و زمينها را
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه ميان آنهاست از حيوانات و نباتات و معادن و غير آن
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
در مقدار زمان شش روز دنيا
ثُمَّ اسْتَوى
پس مستولى شد
عَلَى الْعَرْشِ
بر عرش كه اعظم مخلوقاتست بغلبية و استيلاء و تحقيق اينمعنى در سوره سابقه گذشت پس اى بندگان به دو بگرويد و از راه او منحرف مشويد كه در دنيا و عقبى
ما لَكُمْ
نيست مر شما را
مِنْ دُونِهِ
بجز از وى
مِنْ وَلِيٍّ
هيچ دوستى كه شما را يارى دهد
وَ لا شَفِيعٍ
و نه هيچ درخواست كننده كه شما را مددكارى نمايد يعنى اگر از رضاى الهى و اطاعة او تعدى نمائيد هيچ ناصرى نصرت شما نكند و هيچ شفيعى شفاعة شما ننمايد
أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ
آيا پند پذير نميشويد از موعظهء ربانى و نصايح قرآنى و تفكر نميكنيد در آنچه گفته شد تا صحة آن بر شما واضح شود
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
ميسازد كار دنيا را باسباب سماواتيه چون ملائكه و غير آن كه نازل مىشود آثار آن اسباب
مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ
از آسمان بسوى زمين
ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ
پس عروج مىكند آن امر موجود گشته و ساخته شده و صعود مينمايد بسوى او يعنى ثابت مىشود در علم او وقتى كه موجود مىشود و مدة ميان تدبير او و وجود وقوع آن
فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ
در روزى كه هست اندازه آن
أَلْفَ سَنَةٍ
هزار سال
مِمَّا تَعُدُّونَ
از آنچه شمارهء آن ميكنيد مراد زمان متطاولست ميان تدبير و وقوع آن يعنى حق تعالى تدبير امرى مىكند كه بعد از هزار سال ديگر موجود خواهد شد و