تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
آبا و اولاد مؤمن يكديگر را شفاعت كنند
إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
بدرستى كه وعدهء خدا به ثواب و عقاب راست است و در آن دروغ ممكن نيست
فَلا تَغُرَّنَّكُمُ
پس بايد كه فريب ندهد شما را
الْحَياةُ الدُّنْيا
زندگانى دنيا يعنى بمتاعهاى دلفريب و زينتهاى آن
وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ
و بايد كه مغرور نسازد شما را
بِاللَّهِ الْغَرُورُ
بعفو و كرم خدا يا مهلت دادن شيطان فريبنده به اين وجه كه بر امل دور و دراز شما را ببرد از راه و بتوبه و مغفرت شما را اميدوار ساخته بر معاصى دلير گرداند به اين مضمون كه امروز گنه كنيد و فردا توبه كنيد و گويند كه هر چيز كه بنده را مغرور سازد تا آنكه بعصيان ميل كند و ترك اوامر الهى نمايد آن غرور است خواه شيطان باشد يا غير آن آورده‌اند كه حارث يا وارث بن عمرو محاربى كه از اهل باديه بود نزد پيغمبر آمد و گفت اى محمد ساعت قيامت كى ظاهر شود و تخمى كه در زمين پاشيده‌ام در چه وقت باران بر آن ريزان گردد و زن من حامله است مذكر مخلوق خواهد شد يا مؤنث و ميدانم كه عمل من ديروز چه بوده و فردا بكدام عمل اشتغال خواهم داشت و مولد خود را ميدانم كه كجاست دفن من در كدام بقعه اتفاق خواهد افتاد حق تعالى در بيان اينكه اين پنج علم در خزانهء مشيت اوست فرمود كه
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ
بدرستى كه خداى تعالى نزد اوست دانستن قيام قيامت
وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ
و فرو ميفرستد باران را در زمانى و مكانى كه مقدور و مقرر كرده
وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ
و نيز ميداند آنچه در رحمهاست از زن و مرد و تمام خلقت و ناقص
وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ
و نميداند هيچ نفسى نيكو كار و بدكار
ما ذا تَكْسِبُ غَداً
كه چه چيز كسب كند فردا از خير و شر و لهذا بسيار هست كه ارادهء چيزى مىكند و خلاف آن بفعل مىآيد و كلام بلاغة انجام حضرت شاه مردان امير المؤمنين عليه السّلام كه عرفت اللّه بفسخ الغرايم اشاره به اين است
وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ
و نميداند هيچ نفس كه او
بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
بكدام زمين ميبرد و بكدام وقت موت تحقيق پذيرد
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ
بدرستى كه خداى تعالى داناست به همه چيزها كه از جمله علم اوست بمغيبات و هرگاه كه ارادهء او باشد آشكارا كند
خَبِيرٌ
آگاه به باطن همهء اشيا همچنانكه داناست به ظاهر آن عمرو بن سعيد روايت كند كه من از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدم كه يا رسول اللّه هيچ علمى هست كه ترا نداده‌اند فرمود كه مرا علم بسيار داده‌اند و بسيار علم هست كه مرا اجازت اعلام آن نداده‌اند و بسيار علم هست كه مرا به آن واقف نساخته‌اند و عنده مفاتح الغيب تا آخر آيه را تلاوت فرمود و از ائمه هدى ( ع )
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 256 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى