حركت كشتى بوسيلهء باد و بعضى از عجايب دريا
إِنَّ فِي ذلِكَ
بدرستى كه در امر كشتى و دريا
لَآياتٍ
هر آينه نشانهاست بر شمول قدرت و كمال حكمت و وفور نعمت حضرت عزت عز شانه
لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
براى هر صبر كننده بر بلواى او و بر مشاق تكليف و اتعاب نفس بتفكر در آفاق و انفس و شكر گوينده بر نعمتهاى او و گويند مراد مؤمنيناند چه ايمان دو نصف است نصفى صبر و نصفى شكر
و بعد از آن از حال ساكنان كشتى خبر ميدهد كه
وَ إِذا غَشِيَهُمْ
و چون فروگيرد و بپوشد اهل كشتى را و بر زبر ايشان درآيد
مَوْجٌ كَالظُّلَلِ
موج دريا در بزرگى مانند سايههاست يا مثل كوهها يا ابرها كه ذى ظلاند از افزونى و زيادتى
دَعَوُا اللَّهَ
بخوانند خدايرا
مُخْلِصِينَ
در حالتى كه پاك كنندگانند
لَهُ الدِّينَ
براى خدا دين خدا و باخلاص ويرا خوانند بدون شايبه شرك چه خوف شدايد آفت هوا و تقليد را كه منازع فطرتاند زايل گردانيده باشند و ايشانرا بمقام فطرت اصلى رسانيده
فَلَمَّا نَجَّاهُمْ
پس آن هنگام كه برهاند ايشانرا و برساند بساحل سلامت
إِلَى الْبَرِّ
بسوى بيابان يعنى خشكى
فَمِنْهُمْ
پس بعضى از ايشان
مُقْتَصِدٌ
راست ايستادهاند بر طريق عدل كه آن طريق توحيد است و بعضى ديگر گرويدهاند از راه حق و مصرند بر باطل يعنى مؤمنان ثابت باشند بر دعا و نياز خود و مشركان جابر و متكبر
وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا
و انكار نكنند نشانهاى قدرت ما را
إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ
مگر هر غدر كننده شكننده عهد فطرت اسلام و يا نقض عهدى كه در دريا با خداى خود كرده باشند
كَفُورٍ
ناسپاس مر نعم پروردگار خود را آوردهاند كه سبب اسلام عكرمه بن ابو جهل اخلاص او بود خواندن خدايرا در حين احاطه موج دريا
بعد از آن خطاب بجميع مكلفان كرده ميفرمايد كه يا
أَيُّهَا النَّاسُ
اى همهء آدميان
اتَّقُوا رَبَّكُمْ
بترسيد از عقوبت پروردگار خود و ترك ناشايستها كنيد
وَ اخْشَوْا
و بترسيد
يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ
روزى كه در آن قضا نكند و روا نگرداند پدر
عَنْ وَلَدِهِ
از پسر خود هيچ چيزيرا يعنى نفعى به او نرساند و رفع عذاب از او نكند و او را اخلاص نتواند كرد
وَ لا مَوْلُودٌ
و نه فرزند
هُوَ جازٍ
او قضا نماينده يعنى نفع رساننده و بازدارنده باشد
عَنْ والِدِهِ شَيْئاً
از پدر خود چيزيرا از ثواب و عذاب گفتهاند كه اين مخصوص است بكفار چه