تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
لا يَعْلَمُونَ
نميدانند كه بدين اقرار ملزم‌اند
لِلَّهِ
مر خدايراست
ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
آنچه در آسمانها و زمينهاست يعنى همه مخلوق ويند پس در آسمان و زمين و ما بينهما غير از وى مستحق عبادة نباشد
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ
بدرستى كه خداى اوست بىنياز از همه چيز بذات خود قبل از خلق اشيا
الْحَمِيدُ
ستوده در همه صفات خود قبل از نطق احيا پس غنى است از ستايش كنندگان و ستوده و سزاوار حمد اگرچه هيچ حامدى نباشد و در آخر سوره الكهف مذكور شد كه يهودان اعتراض كردند بر قرآن كه در آن موضعى واقع شده كه
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
و در جايى ديگر گفته كه
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
و حكم اين هر دو نقيض يكدگر است و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده كه هر چند علم بندگان بسيار باشد اما نسبت بعلم خداى بسيار اندكست حق تعالى آيه فرستاد
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً
تا آخر آيه اينجا نيز براى تاكيد آن خبر ميدهد
وَ لَوْ أَنَّ
و اگر آنكه بودى
ما فِي الْأَرْضِ
آنچه در زمين است
مِنْ شَجَرَةٍ
از درختان
أَقْلامٌ
قلمها
وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ
و دريا محيط با سعت خود مداد دادى آن را
مِنْ بَعْدِهِ
از پس فناى آب مداد شده آن
سَبْعَةُ أَبْحُرٍ
هفت درياى ديگر مانند آن و بدان قلمها و بدان آبها مداد شده كتابة كردندى
ما نَفِدَتْ
بپايان نيامدى
كَلِماتُ اللَّهِ
علوم الهى و عجايب و غرايب صنع پادشاهى به نوشتن آن به اين قلمها و مراد كلمات عبارتست از معلومات و مقدورات حق تعالى كه نامتناهىاند و چون معلومات و مقدورات نامتناهىاند پس كلماتى كه عبارت از آن باشد نامتناهى باشند و يا مراد بكلمات انشاى آنچيزيست كه آفريده در دنيا و خواهد آفريد در عقبا و يا حكم و فرمان او و يا نعمتى كه در دنيا و عقبى ببندگان ميدهد و تناهى مداد و عدم تناهى كلمات جهة آنست كه قلم و مداد متصف بتناهى است و كلمات الهى متصف به غير تناهى
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
بدرستى كه خداى غالبست بر حكم و فرمان بينهاية خود
حَكِيمٌ
دانا كه هيچ از علم و حكمت او خارج نيست پس در بيان كمال خود در بعث همه ميفرمايد كه
ما خَلْقُكُمْ
و نيست آفريدن شما اى اهل مكه
وَ لا بَعْثُكُمْ
و نه برانگيختن شما بعد از مرك
إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
مگر مانند آفريدن و برانگيختن يكتن زيرا كه وجود كل را كافيست تعلق ارادهء واجبهء او يا قدرت ذاتيه او چه همه را بكلمهء كن آفريد و ميآفريند و در خلق آنها بآلات و ادوات و اعانة مددكار محتاج نيست چه بكلمهء كن صد هزار عالم ايجاد كند و در بعث اموات به ترتيب مقدمات احتياج ندارد بلكه اسرافيل را گويد بگو برخيزيد اى اهل قبور از قبر