وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ
و فراخ كرد و تمام ساخت بر شما
نِعَمَهُ ظاهِرَةً
نعمتى كه آشكار است يعنى از هر چه كه ممكن نيست انكار و جحود آن از خلق و اجبار و اقرار شما و خلق شهوات در شما و غير آن از انواع نعم هويدا
وَ باطِنَةً
و نعمتى كه پنهان است يعنى از هر چه او را نشناسند مگر آنكس كه امعان نظر كند در آن مراد نعم محسوسه و غير محسوسه است و حفص نعمه ميخواند بصيغهء جمع و اضافه آن بضمير يعنى نعمتهاى او سبحانه در حالتى كه آشكارا و پنهان است و علما را در نعم ظاهره و باطنه سخنان بسيار است صاحب تيسير آورده كه در كتاب بحر العلوم نعمة را بر سيصد وجه تفسير كرده و مشهور آنست كه نعم ظاهره نصرت پيغمبر است بر اعدا و امداد ملائكه و بعضى از اقوال مفسرين كه معتمد عليه است اينجا آورده مىشود از ابن عباس مرويست كه نعمة ظاهرة نعمتى استكه علم بندگان به آن تعلق گرفته و باطنه مصالح دين و دنيا كه به غير حق تعالى كسى بر آن عالم نيست و بروايت ضحاك از ابن عباس نعم ظاهره و باطنه را از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند فرمود يابن عباس نعم ظاهره اسلام است و بياراستن قامت را بر وجه اعتدال و افضال رزق بر تو و باطنه ستر اعمال سيئه تو و عدم فضيحت به آن يابن عباس تعالى ميفرمايد كه چند چيز را ببندهء مؤمن كرامت فرموديم كه به هيچ كس ندادهايم اول قبول نموديم دعاى مؤمنين را در حق او بعد از انقطاع عمل او دوم عطا كرديم ثلث مال را به او تا آن را در راه من تصدق كند و من بجهة اين تكفير گناهان او كنم سوم پوشيدم عملهاى بد او را و او را به آن رسوا نكردم و بمردمان ننمودم ربيع گفته كه نعم ظاهره نعم جوارح است و باطنه نعم قلب و عقل و فهم و نزد عطا ظاهرة تحقيق شرايع است و باطنه شفاعت و حارث بن اسد بر آنست كه نعم ظاهره نعم دنياست و باطنه نعم آخرت و نيز از ضحاك منقولستكه ظاهره حسن صورتست و امتداد قامة و تسوية اعضا و باطنه معرفة حق تعالى و يا ظاهره قرآنست و باطنه تاويل معانى او و از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام نقلست كه ظاهره پيغمبر است و آنچه آورده از نزد خدا مانند معرفت اللّه و توحيد او و غير آن و اما باطنه دوستى ماست كه اهل بيتيم و بستن اعتقاد ما در دل و يا ظاهره نعمتيست كه مشاهده باشد و باطنه آنكه دانسته نشود مگر بدليل و يا ظاهره تسويه ظواهر است و باطنه تصفيه سراير و يا ظاهره دعوتست كه و اللّه يدعوا الى دار السلام و باطنه هدايه كه و يهدى من يشاء الى صراط مستقيم و يا ظاهره ذكر اوست به زبان و باطنه ذكر او در دل و جان و يا ظاهره الوان عطايا و باطنه غفران خطايا و يا نيكوئى خلق و حسن خلق و يا اقرار بلسان و تصديق بلسان و يا نطق و عقل و يا ليل و نهار و يا تسويه اعضاى و معرفة ملائكه اعلا و يا صحت ابدان و صحت اديان يا بصر و بصيرت و يا جذب منافع و دفع مضار يا تمامى اموال