تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
ميكردند از ايشان جدا نمىشد تا كه بر وجه اصلح ايشان را از هم جدا كردى و بسيار با علما مجالست ميكرد و با فقها تفتيش قضاة ملوك و سلاطين ميكرد پس آنگاه گريه ميكرد بر قضاة به جهت آنچه بدان مبتلا شده‌اند و رحمت ميفرستاد بر ملوك و سلاطين و استغفار ميكرد براى ايشان به جهت غرور ايشان به دنيا و ياد ميگرفت آنچه نفس را بآنچيز بر شيطان غالب ميشد و با هواى خود جهاد ميكرد و از سلطان ظالم احتراز ميكرد و شروع نميكرد مگر در چيزى كه او را نفع مىرساند بجهة اين صفات حسنه حق تعالى ابواب رحمت و حكمت بر روى او گشاده ساخت و قصهء او را در قرآن مجيد ياد فرمود گفت كه ما لقمان را حكمت داديم و گفتيم او را كه
أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ
آنكه شكر گويد مر خداى را بر نعمت حكمت و غير آن كه به تو كرامت فرموديم
وَ مَنْ يَشْكُرْ
و هر كه شكر كند خدايرا
فَإِنَّما يَشْكُرُ
پس جز اين نيست كه شكر مىكند
لِنَفْسِهِ
براى خود چه نفع شكر كه دوام نعمت و مزيد آنست و استحقاق مثوبت در آخرة به او ميرسد
وَ مَنْ كَفَرَ
و هر كه ناسپاسى كند بر نعمت
فَإِنَّ اللَّهَ
پس بدرستى كه خداى
غَنِيٌّ
بينياز است از شكر كسى
حَمِيدٌ
سزاوار حمد است اگرچه كسى حمد او نكند يا محمود است كه همه كاينات بلسان حال حامد حضرت ويند
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ
و ياد كن اى محمد چون گفت لقمان
لِابْنِهِ
مر پسر خود را انعم و گفته‌اند نام او ماثان يا شاران يا اسلم يا شكور بوده و بر هر تقدير پسر خود را گفت
وَ هُوَ يَعِظُهُ
و در حالتى كه او پند ميداد او را به اين وجه كه
يا بُنَيَّ
اى پسرك من تصغير براى شفقت و مرحمتست
لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ
شرك مياور بخدايتعالى
إِنَّ الشِّرْكَ
بدرستى كه شرك آوردن
لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
هر آينه ستم بزرگست و بسيار از حد در گذشتن از طريق حق چه تسويه در ميان كسى كه هيچ نعمتى از او صادر نشده و ميان كسى كه خالق جميع كاينات است ظلمى است بغاية عظيم در خبر است كه پسر و زوجهء وى كافر بودند و لقمان پيوسته نصيحت و موعظهء ايشان ميفرمود تا كه اسلام آورند و به وحدانيت حق تصديق كردند و چون حق تعالى تقديم امر نمود بر شكر نعمة خود بر عقب آن تنبيه كرد بر وجوب شكر گذارى براى والدين كه حقوق نعمة ايشان بر ولد بسيار است و فرمود
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ
و وصيت كرديم يعنى فرموديم آدميرا
بِوالِدَيْهِ
بنيكوئى پدر و مادر او و فرمان بردارى ايشان و شكر و احسان كردن مر ايشانرا و گويند مقارنه شكر والدين بشكر خود آنست كه او خالق و منشى است و والدين واسطه‌اند در انشاء و تربيت بعد از آن بيان زيادتى نعمت مادر