بعضى مفسران يحبرون را تفسير كردهاند بيلذون بالسماع اينست حال مؤمنان در بهشت
وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا
و اما آنان كه نگرويدهاند
وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و تكذيب كردهاند آيتهاى ما را يعنى قرآن يا دلايل قدرت را
وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ
و رسيدن به آن سراى يعنى بروز حشر و نشر
فَأُولئِكَ
پس آن گروه
فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ
در عذاب دوزخ حاضر كرده شدگانند كه هرگز از آن غايب نشوند و بعد از ذكر وعد و وعيد در بيان آنچيزى كه موصل بوعده است و منجى از وعيد مىفرمايد كه چون عاقبت امور بندگان با روضات جنانست و يا دركات نيران
فَسُبْحانَ اللَّهِ
پس تسبيح كنيد و تنزيه نماييد خدايرا تسبيحى و تنزيهى بر وجه لايق و شايسته او و نزد ابن عباس و معظم مفسران مراد بتسبيح اينجا صلاة است يعنى نماز گذاريد براى خدا
حِينَ تُمْسُونَ
هنگامى كه بشبانگاه درآييد مراد نماز شام و خفتن است
وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
و هنگامى كه ببامداد درآييد مراد نماز صبح است
وَ لَهُ الْحَمْدُ
و مر او راست سپاس و ستايش
فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
در آسمانها و زمينها يعنى هر كه در آسمان و زمين است حمد و ثنا و و ستايش او مىكند
وَ عَشِيًّا
و نماز گذاريد در طرف آخر روز يعنى نماز عصر
وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
و هنگاميكه درآييد بوقت ظهر يعنى نماز پيشين را صاحب لباب گفته كه تسبيح مناسب آنست كه برفع صوت باشد پس اتصال آن بصلاة جهريه خالى از نسبتى نيست و حمد چون دلالة بر رفع صوت ندارد پس تخصيص ذكرش به نماز اخفائيه مناسب مىنمايد و در كشاف آورده كه ابن عباس را گفتند كه هيچ مييابى آيتى را كه دلالت بر وجوب پنج وقت نماز شبانه روزى كند وى اين آيه تلاوة فرمود كه مراد بتمسون صلاة مغرب و عشاست و تصبحون صلاة صبح و عشيا عصر و تظهرون صلاة ظهر و گفتهاند كه مخصوص بودن صلاة ليل با هم باسم تسبيح و صلاة نهار باسم حمد جهة آنست كه انسان در نهار منقلبست در احوالى كه موجب حمد خداست بر آن و در ليل بر احوالى است كه موجب تنزيه او سبحانه است در آن مانند نوم و توابع آن فلهذا حمد بنهار مخصوص گشت و صلاة نهار به آن تسميه يافت و تسبيح مختص شد بليل و صلاة ليل به آن مسمى شد حاصل كه ميفرمايد كه در اين پنج وقت بتسبيح و حمد او سبحانه مشغول شويد بر وجه اخلاص و غيرى را بر او شريك مسازيد
زيرا كه اوست كه
يُخْرِجُ الْحَيَّ
بيرون ميآورد زنده را
مِنَ الْمَيِّتِ
از مرده چون انسان از نطفه و مرغ از بيضه و نخلة از نواة و سنبله از حبه و يا مفسد از مصلح و مؤمن از