تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مثمر ثمر علم تفكر است در امر آخرت و عدم تحصيل زاد آخرت بندگان را ترغيب مىكنند بر تفكر و تدبر در آنچه دالست بر توحيد و ميفرمايد كه
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا
آيا تفكر نمىكنند يعنى بايد كه تفكر نمايند
فِي أَنْفُسِهِمْ
در نفسهاى خود به اين معنى كه احداث تفكر كنند در خود تا محقق شود ايشان را كه قدرت مبدع بر اعادهء ايشان مانند قدرت اوست در ابداى آن و يا بايد كه در كار خود تفكر نمايند كه اقربست بايشان از غير آن تا از آن راه برند بر وجود صانع عالم كه متصف بقدرت باهره با جميع امور ممكنه كه از جمله اعاده است
ما خَلَقَ اللَّهُ
نيافريد خداى
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آسمانها و زمينها را
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه در ميان آسمان و زمين است
إِلَّا بِالْحَقِّ
مگر به حق به جهت غرض صحيح كه آن استدلالست به آن بر توحيد و قدرة حضرت عزة نه براى باطل و بازى بيفايده
وَ أَجَلٍ مُسَمًّى
و به جهت تقدير وقتى نام برده شده كه نزد آن منتهى شوند و اثرى از آنها باقى نمانده مراد روز قيامتست كه چون در رسد تمام زمين و آسمان را و ما بينهما معدوم گردد
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ
و بدرستيكه بسيار از مردمان
بِلِقاءِ رَبِّهِمْ
به رسيدن بجزاى پروردگار خود كه وقت رستخيز است
لَكافِرُونَ
مر ناگرويدگانند و منكران و پندار ايشان آنست كه دنيا ابديست و آخرت واقع نخواهد شد
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
آيا سير نمى كنند يعنى بايد كه سير كنند در زمين يعنى بمواضع هلاكت عاد و ثمود بوقت تجارت و رحلت
فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ
پس ببينند كه چگونه بود
عاقِبَةُ الَّذِينَ
سر انجام آنان كه بودند
مِنْ قَبْلِهِمْ
پيش از ايشان از امم ماضيه
كانُوا
بودند آنگروه
أَشَدَّ مِنْهُمْ
سخت‌تر از اهل مكه
قُوَّةً
از روى توانائى چون عاد و ثمود
وَ أَثارُوا الْأَرْضَ
و بگردانند زمين را ظاهر آن را به باطن به جهت زراعت كردن و درخت نشاندن و معادن و چشمها بيرون آوردن و غير آن
وَ عَمَرُوها
و عمارت كردند مر آنها را
أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها
بيشتر از آنچه عمارت كردند يكسان كه اهل وادى غير ذى زرع‌اند يا آنكه عمر يافتند در دنيا بيشتر از عمر قريش
وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ
و آمدند بايشان پيغمبران ايشان
بِالْبَيِّناتِ
بآيتهاى روشن و معجزهاى هويدا و ايشان بدان نگرويدند حق تعالى دمار از روزگار ايشان برآورد
فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ
پس نبود خداى كه ظلم كرده باشد بايشان بىارسال رسولان و بىكفر و تكذيب ايشان را هلاك كرده باشد
وَ لكِنْ كانُوا
و ليكن بودند كه
أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ