ايشانرا و شما را مگر او سبحانه رزاق همه باسبابيست كه مسبب او سبحانه است نه غير او پس به جهت هجرت مترسيد بر معيشت و بدل قوى ترك بلاد شرك كرده متوجه بلاد اسلام شويد
وَ هُوَ السَّمِيعُ
و اوست شنوا مر قول شما را كه روزى از كجا خوريم در بلاد هجرت
الْعَلِيمُ
دانا بما فى الضمير شما و به آنكه روزى از كجا بشما رساند عبد اللّه عمر روايت كند كه گفت روزى از مدينه بيرون رفتيم با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا آنكه بحايطى از انصار درآمديم كه درختان خرما در آن بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خرماهائى كه در زير درختان افتاده بر ميگرفت و مىخورد مرا گفت يابن عمر چرا نميخورى گفتم يا رسول اللّه اشتهاى آن ندارم حضرت فرمود كه من اشتهاى آن دارم چه اين صبح چهارم است كه هيچ طعامى نچشيدهام يابن عمر اگر من بخواهم از خداى در خواهم تا مانند ملك كسرى و قيصر به من عطا فرمايد و ليكن من ميخواهم كه روزى سير باشم و روزى گرسنه پس گفت حال چگونه باشد كه تو باقى مانى تا بروزگارى كه اهل آنروزگار روزى يك ساله را پنهان كنند و ذخيره نهند جهت ضعف يقين ايشان به خدا پس عبد اللّه عمر گفت به خدا كه ما از آن حايط بيرون نرفتيم تا كه اين آيه نازلشد كه و كاين من دابة تا آخر آيه
بعد از آن اخبار اهل ايمان مىكند از حال مشركان كه عبادت اصنام ميكنند با آنكه معترفند كه حق تعالى خالق همهء اشياست و ميگويد
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ
و اگر بپرسى مر اهل مكه را
مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
كه بيافريد آسمانها و زمينها را
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
و مسخر ساخت آفتاب و ماه را تا در فلك خود ميروند بر طرز واحد
لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
هر آينه گويند كه خداى آفريده است اينها را چه اين مسئله در عقول قرار گرفته كه واجبست آيتهاى ممكنات بيكى كه واجب الوجود باشد و چون ايشان ميدانند كه خالق ارض و سما اوست
فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ
پس كجا برگردانيده ميشوند از توحيد يعنى چون اينرا ميدانند پس چرا روى از راه حق برميتابند و بسلوك سبيل باطل ميشتابند كه آن پرستيدن سنگ و چوبست كه ضرر و نفع از آن مسلوبست
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ
و خداى ميگستراند و فراخ ميگرداند روزى را
لِمَنْ يَشاءُ
براى هر كه ميخواهد
مِنْ عِبادِهِ
از بندگان خود
وَ يَقْدِرُ
و تنگ ميسازد له مر او را يعنى مر هر كرا ميخواهد بر وجه مصلحت و حكمت
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى
بِكُلِّ شَيْءٍ
بر همه چيز از قبض و بسط
عَلِيمٌ
داناست و مصلحت و مفسده بندگان بر او مخفى نيست
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ
و اگر بپرسى از مشركان عرب كه
مَنْ نَزَّلَ
كه فرو فرستاده است
مِنَ السَّماءِ
او آسمان يا از ابر
ماءً
آبى را يعنى باران
فَأَحْيا بِهِ
پس زنده كرد و تازه ساخت