تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
دعوى خود
أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ
آيا پسنده نيست ايشانرا در حجت هويدا و معجزهء پيدا
أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ
آنكه فرو فرستاديم بر تو قرآن را
يُتْلى عَلَيْهِمْ
خوانده مىشود بر ايشان و ايشان افصح مردمانند و اسرار بلاغة بر ايشان ظاهر است و تو تحدى كردهء و كوتاه‌ترين سوره در برابر قرآن از ايشان طلبيده و ايشان لشگر ميكشند و مال و جان در ميبازند و بمعارضهء آن در نميپردازند معجزهء از اين روشن‌تر كجا باشد پس احتياج نيفتد در وصول بعلم به صحت نبوت تو به غير از اين معجزات ديگر و طلبيدن غير آن محض جدال و مكابره باشد پس اگر حق تعالى آيات مقترحه آنها را اظهار كند و تصديق به آن نكنند به جهت آن به عذاب استيصال گرفتار شوند همچنانكه در امم سابقه و حال آنكه حق تعالى فرموده كه اين امت را به عذاب استيصال معذب نسازد و در بعضى اخبار آمده كه جمعى نزد حضرت رسالت آمدند و برخى از سخنان يهود را نوشته با خود آوردند مدعا آنكه ميخواهيم علم خود را بدون افزون سازيم حضرت فرمود همين حماقت و گمراهى بس مر اين قوم را كه آنچه نبى ايشان بايشان آورده روى بگردانند و رغبت نكنند به چيزى كه نبى ايشان آورده اين آيه نازل شد آيا كافى نيست ايشان را قرآن كه پيوسته بديشان ميخوانيد
إِنَّ فِي ذلِكَ
بدرستى كه در اين كتاب
لَرَحْمَةً
هر آينه بخشايش و نعمتى است بزرك مر كسى را كه متابعت كند
وَ ذِكْرى
و پندى و نصيحتى
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
مر گروهى را كه تصديق آن كنند چه هر كه بيعة آن اختيار كند و بمواعظهء آن متعظ گردد به ثواب ابدى رسد و ببهشت جاودانى فايز گردد
قُلْ
بگو ايمحمد مر اهل تعنت و اقتراح را كه
كَفى بِاللَّهِ
بسنده است خداى
بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ شَهِيداً
ميان من و ميان شما گواه بر صدق سخن من چه مرا تصديق مىكند باظهار معجزات در دست من
يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ميداند آنچه ميان آسمان‌ها و زمينهاست پس حال من و شما بر او مخفى نيست و صدق من و دعوى بطلان شما بر او پوشيده نخواهد بود
وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْباطِلِ
و آنان كه گرويده‌اند به غير اللّه كه معبودان باطل‌اند و آنها را پرستيده‌اند بجز از خداى به حق
وَ كَفَرُوا بِاللَّهِ
و كافر شدند بوحدانيت خدا و گويند مراد يهوديه و نصرانيه‌اند كه پيروى هواى نفس خود و شيطان كرده‌اند و با وجود ظهور معجزه نيره به پيغمبر نگرويده‌اند انكار صفات آنحضرت نموده‌اند كه حق تعالى در تورية و انجيل بيان آن فرموده كه
أُولئِكَ
آن گروه
هُمُ الْخاسِرُونَ
ايشانند زيان كاران كه برگزيده‌اند كفر را بايمان و آتش نيران را بروضات جنان مرويست كه كعب بن اشرف و اصحاب او گفتند كيست كه