اين سوره كرد بذكر تكليف عبيد و فرمود كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم
نزد بعضى الف اشارتست باللّه و لام بلطيف و ميم بمجيد يعنى اللّه منم روى بطاعت من آر لطيف منم اخلاص در عبادت من فرو مگذار مجيد منم بزرگى ديگران را مسلم مدار و بروايت اشهر آنست كه الم بمعنى انا اللّه اعلم است يعنى منم خدائى كه ميدانم همهء چيزها را و هيچ چيز از اشيا بر من پوشيده و پنهان نيست
از قتادة و شعبى مرويستكه اول اين سوره در حق جمعى از اهل ايمان نازلشد كه از مكه بيرون آمدند تا از آنجا بمدينه هجرت نمايند مشركان بر اين مطلع شدند پيش راه بر ايشان گرفتند و بعضى را از ايشان بكشتند و جمعى ديگر بالضرورة بازگشتند و به مكه معاودت نمودند حق سبحانه آيه فرستاد
أَ حَسِبَ النَّاسُ
آيا پنداشتند مردمان
أَنْ يُتْرَكُوا
آنكه فرو گذاشته شوند
أَنْ يَقُولُوا
به آنكه گويند
آمَنَّا
ايمان آورديم يعنى مىپندارند كه به مجرد قول آمنا دست از ايشان بدارند
وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
و حال آنكه ايشان آزموده نشوند و مبتلا نگردند در نفس و مال و يا ممتحن نشوند در رفض شهوات و وظايف طاعات و انواع مصايب نفسانى و مالى تا مميز شود مؤمن مخلص از منافق مفسد و موحد از ملحد و ثابت در دين از مضطرب در آن تا برسند بواسطهء صبر و شكيبائى بر آن بعوالى درجات چه مجرد ايمان اگرچه از سر خلوص باشد تقاضا نميكند غير از خلاصى از خلود در عذاب و در روايت ديگر آمده كه آيه در بارهء مهجع كه مولاى عمر بود فرود آمد كه در روز بدر به زخم تير عمار خضرمى شهيد شد و او اول شهداى بدر بود مادر و پدر او از فوت او بسيار جزع و فزع ميكردند و بروايت ابن جريح در حق عمار ياسر نازل شد كه مشركان در مكه ويرا بانواع ضرر ايذاء ميرسانيدند و عذاب مىكردند
عياشى باسناد خود از ابو الحسن عليه السّلام روايت كرده كه عباس نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و گفت بيا تا مردمان بر تو بيعت كنند فرمود چگونه مىبينى مردمان را در قبول بيعت عباس گفت كه ايشان با تو بيعت خواهند كرد فرمود فاين قول اللّه عز و جل يعنى كجاست گفتار حق تعالى كه
الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا
بدرستيكه امتحان كرديم و در فتنه انداختيم
الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
آنانرا كه پيش از اين بودند از مؤمنان يعنى اين سوره در همه امم واقع شده و نقد دعوى هر يك را بر محك بلا آزمودهاند پس خلاف آن توقع مداريد و در حديث آمده كه پيش از شما بعضى را اره بر سر مىنهادند و به دو نيم ميكردند تا او را از دين بگردانند نتوانستند و بعضى را بقلابهاى آهنين پوست و گوشت