تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
و چون منشأ استكبار و عناد اعتراض است بنعيم فانيه از اينجهت ضم آن مىكند كه
وَ ما أُوتِيتُمْ
و آنچه داده شده‌ايد
مِنْ شَيْءٍ
از چيزى يعنى از اسباب دنيوى
فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا
پس آن برخورداريست در زندگانى اينجهان
وَ زِينَتُها
و آرايش اين سراى كه در مدت حيات بىاعتبار بدان افتخار ميكنند
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ
و آنچه نزديك خداست از ثواب آنجهانى و نعمتهاى جاودانى
خَيْرٌ
بهتر است فى نفس الامر چه لذت آن خالص است از كدورت محنت و مشقت و فنا
وَ أَبْقى
و پاينده‌تر جهت آنكه ابديست
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
آيا پس در نمىيابيد و فهم نميكنيد كه بدل ميكنيد باقى را بفانى و مرغوب را بمعيوب و از مجاهد مرويست كه سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با ابو جهل معارضه كرد در باب دين و از محمد بن كعب منقولست كه امير المؤمنين على عليه السّلام و حمزه رضى اللّه با ابو جهل مجادله كردند و سدى گويد كه عمار ياسر يا وليد بن مغيره منازعه كردند در امر دين اين آيه آمد كه
أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ
آيا كسى كه وعده كرده‌ايم او را جنت در آخرت و نصرت در دين به جهت جزاى طاعة او
وَعْداً حَسَناً
وعدهء نيكو كه در آن خلاف نيست كه آنحضرت رسالتست يا امير المؤمنين و حمزه يا عمار
فَهُوَ لاقِيهِ
پس او دريابندهء اين موعود است بلا شبهه به جهت امتناع خلف در وعدهء سبحانه و تعالى
كَمَنْ مَتَّعْناهُ
مانند كسيست كه برخوردارى داديم او را
مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا
از متاع زندگانى دنيا كه محبتش آميخته بمحنتست و دولتش مؤدى بنكبتست و مالش در صدد زوال و جاهش بر شرف انتقال و مخلوط بآلام و مكدر بمتاعب و مستعقب تحسر بر انقطاع
ثُمَّ هُوَ
پس آنكس
يَوْمَ الْقِيامَةِ
در روز رستخيز
مِنَ الْمُحْضَرِينَ
از حاضر شدگانست از براى عذاب يا حسنات يا حاضر شده در دوزخ مراد ابو جهل است يا وليد يعنى البته حال اين دو كس مساوى هم نباشد چه نعم دنيا مثوبست بغموم و در معرض زوال و فنا و نعم آخرة خالص و صافى و دايم غير مكدر به نقص و انقضاء از ابن عباس مرويست كه حق تعالى خلق دنيا فرموده و اهل آن را بسه صنف گردانيده مؤمن و منافق و كافر پس مؤمن متردد مىشود از آن و منافق متزين و كافر متمتع
وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ
و ياد كن روزى را كه بخواند خداى كافرانرا
فَيَقُولُ
پس گويد بر وجه عتاب كه
أَيْنَ شُرَكائِيَ
كجايند شريكان من
الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
آنان كه بودند كه گمان ميبرديد كه شريك منند
قالَ الَّذِينَ حَقَّ
گويند آنان كه واجب شده باشد
عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ
بر ايشان سخن خداى يعنى