تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
تخوف و تخطف در امان نياريم
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ
و ليكن بيشتر ايشان
لا يَعْلَمُونَ
نميدانند اين را و متفكر و متفطن نميشوند تا بدانند كه اين روزى از نزد حق تعالى بايشان ميرسد چه اگر ميدانستند از غير او خايف نميبودند بعد از آن بر سبيل تهديد بيان مىكند كه امر ميبايد كه به عكس باشد يعنى سزاوار است كه از حق تعالى خائف باشند بدانچه بر آن هستند از كفر و شرك و ميفرمايد كه
وَ كَمْ أَهْلَكْنا
و بسا كه هلاك كرديم
مِنْ قَرْيَةٍ
از دهى كه حال ايشان مانند حال شما بود در امن و وسعت عيش مانند ديار عاد و ثمود و قوم لوط و بجهة مغرور شدن ايشان به آن
بَطِرَتْ
بسيار شادى ميكردى و در فرح افراط مينمودند و ناسپاسى ميكردند
مَعِيشَتَها
در زندگانى خود يعنى بوقت كثرت نعمت و امنيت بطريق ايشان زياده شد طاغى و ياغى شدند چنان كه اهل مكه و ما آن طاغيان را هلاك كرديم و بلاد ايشان را درهم شكستيم و خراب ساختيم
فَتِلْكَ
پس آنست
مَساكِنُهُمْ
مسكنهاى ايشان كه خالى از خداوند شده و خراب و ضايع و ويران شده و كفار مكه آن را ميبينند نزد مرور بر آن در وقت تجارت چه ديار عاد در احقاف كه موضعى است ميان يمن و شام و ديار ثمود بوادى قرى و ديار قوم لوط بسدوم
لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ
ننشستند از پس هلاك ايشان
إِلَّا قَلِيلًا
مگر اندكى از راه گذريان كه روزى يا بعضى از روز آنجا باشند و بروند و باز خالى بگذارند يا باقى نماند كسى كه ساكن آن شود مگر زمانى اندك بشآمة معاصى ايشان
وَ كُنَّا نَحْنُ
و هستيم ما
الْوارِثِينَ
ميراث كيرندگان آن مساكن بعد از اهالى آن يعنى هيچكس نماند از ايشان كه متصرف شوند در ديار ايشان و ساير تصرفات ايشان غير از ما چه مائيم كه متصف بصفت بقائيم بعد از فناى همه
وَ ما كانَ رَبُّكَ
و نيست پروردگار تو
مُهْلِكَ الْقُرى
هلاك كننده اهل دهها
حَتَّى يَبْعَثَ
تا آنكه برانگيزد
فِي أُمِّها
در معظم آن ديار و اصل آن بلاد يعنى در ميان سواد اعظم كه مردمان آن زيرك‌تر و با فهم‌ترند
رَسُولًا
فرستادهء را كه به حكم او سبحانه
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ
خواند بر ايشان
آياتِنا
آيتهاى ما را براى الزام حجت بر ايشان و يا اهل زمين را هلاك نكند تا در ام القرى كه مكه معظمه است رسول را كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است مبعوث سازد كه خاتم الانبياست
وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى
و نيستيم ما هلاك كننده يعنى خراب سازندهء ديه‌ها بعقوبت
إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
مگر در حالتى كه اهل آن ستمكار باشند بتكذيب رسولان و انكار حق آيه دليلى است بر تنزيه حق تعالى از ظلم