نيست كه پشتى كه حامل او بود عبد اللّه بود و شكمى كه حمل آن نمود آمنه خاتون بود و آن پستان كه او را شير داد حليمه بود و كنارى كه او را كفالة كرد و پروريد ابو طالب بود و فاطمه بنت اسد و اصبع بن بنانه بود از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند كه آنحضرت فرمود به خدا سوگند كه پدرم و جدم هاشم و عبد مناف هرگز بت نپرستيدند بلكه در عبادت الهى و توجه بقبلهء در وقت نماز متمسك بودند بدين ابراهيم خليل عليه السّلام و هم از او منقولست كه آنحضرت در رحبهء نشسته بود يكى ويرا گفت يا امير المؤمنين تو به اين مرتبه و مكانتى و پدرت معذبست در آتش حضرت در غضب شده فرمود خدا دهانت بشكناد خاموش شو به حق آنخدائيكه محمد را براستى بخلق فرستاده كه اگر پدرم شفاعت كند در حق جملهء گناهكاران روى زمين حق تعالى شفاعت او را قبول كند آيا پدر به آتش دوزخ باشد و پسر قسمت كننده بهشت و دوزخ بود - رفاعه از آباى خود نقل كرده كه نقش نگين ابو طالب اين بود كه رضيت باللّه ربا و بابن اخى نبيا و بابنى عليا وصيا و باقى احاديث وثيقه و ادلهء واضحه در باب اثبات ايمان ابو طالب و اشعارى كه ابو طالب در مدح پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده كه مصرح است بر ايمان او بطرزى تمام در منهج الصادقين سمت ذكر يافته -
آوردهاند كه حارث اين نوفل نزد حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت اى محمد ما ميدانيم كه قول تو حق و سخن تو راستست و آنچه ميگوئى سبب دولت ماست در حيات و وسيله سعادت ما بعد از وفات اما متابعت تو موجب مخالفت تمام عربست ميترسم كه اگر پيروى تو كنم عرب مرا از زمين حرم بيرون كنند و ما را بقبيلهء انصار طاقت مقاومت ايشان نباشد آيه نازل شد
وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى
و گفتند بعضى از كفار اگر پيروى كنيم طريق هداية و رشاد را
مَعَكَ
با تو يعنى ايمان آريم به تو
نُتَخَطَّفْ
ربوده شويم
مِنْ أَرْضِنا
از زمين خود يعنى عرب ما را از ديار برانند و بيرون كنند حق تعالى رد قول ايشان كرده بر سبيل تقرير فرمود كه
أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ
آيا جاى نداديم
لَهُمْ
مر ايشان را
حَرَماً آمِناً
حرمى با ايمنى كه هيچكس بر ايشان دست ندارد و بجهة حرمت خانه كه در آن واقع شده
يُجْبى إِلَيْهِ
كشيده مىشود بسوى حرم و جمع كرده مىشود در آن
ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ
ميوهاى هر چيزى يعنى منافع از هر بلدى و اطعمه و البسه از هر ناحيتى بدانجا آوردند مراد بكليه كثرتست از قبيل و اوتيت روزى دادهايم ايشانرا در اين وادى غير ذى زرع
رِزْقاً
روزى دادنى
مِنْ لَدُنَّا
از نزديك ما بىمنت غيرى و هر گاه ما ايشان را با وجود بت پرستى ايمن و مطمئن و مرفه الحال ميداريم اگر ايمان آرند و حرمة توحيد را بحرمت بيت ضم نمايند چگونه ايشان را از