تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
داديم ايشانرا تورية
مِنْ قَبْلِهِ
پيش از قرآن
هُمْ بِهِ
ايشان به قرآن
يُؤْمِنُونَ
ميگروند و اشهر آنست كه اين آيه و آنچه بعد از اين است در شان اهل انجيل نازلشده و ايشان چهل ترسا بودند سى و سه با جعفر بن أبي طالب از حبشه بيامدند و هفت از شام و از جملهء آنها بحيرا و ابرحه و اشراف و عامر و ايمن و ادريس و نافع و تميم بودند و در مكه بملازمة حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيده ايمان آوردند پس مراد بكتاب انجيل باشد
وَ إِذا يُتْلى
و چون خوانده شود قرآن
عَلَيْهِمْ
بر ايشان
قالُوا آمَنَّا
به گويند ايمان آورديم به آن و دانسته‌ايم كه كلام خداست
إِنَّهُ الْحَقُّ
بدرستيكه آن درست و راستست كه فرود آمده
مِنْ رَبِّنا
از نزد پروردگار ما
إِنَّا كُنَّا
بدرستيكه ما بوديم
مِنْ قَبْلِهِ
پيش از نزول آن يا قبل از تلاوت آن
مُسْلِمِينَ
گردن نهادگان به جهت آنكه در كتب متقدمه ذكر آن يافته بوديم و حقيقة آن را شناخته
أُولئِكَ
آنگروه كه از اهل تورية يا انجيل‌اند
يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ
داده شوند يعنى بدهند مزد ايشان را
مَرَّتَيْنِ
دوبار
بِما صَبَرُوا
بسبب آنكه صبر كردند بر ايمان بتورية يا انجيل و بر ايمان به قرآن قبل از نزول و يا قبل از تلاوة آن و يا صبر كردند در دين خود و يا بر اذيت كفار
وَ يَدْرَؤُنَ
و رفع ميكنند
بِالْحَسَنَةِ
بكلمهء نيكو كه توحيد است
السَّيِّئَةَ
كلمه بد را كه قايل شدند است بكفر يا دفع ميكنند بطاعت معصيت را و در موضح آورده كه بعد از ايمان جماعت مذكورهء ترسايان مدينه و يا يهودان طعن ميكردند بر ايشان و آنها نيز جواب ميدادند حق تعالى صفت ايشان فرمود كه دفع ميكنند بنيكوئى گفتار سفيهان را
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ
و آنچه داده‌ايم ايشان را
يُنْفِقُونَ
آن را نفقه ميكنند در راه ما كه وجوه براست
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ
و چون شنوند سخن بيهوده و باطل را يعنى دشنام و كنايهء منافقان و كافران را
أَعْرَضُوا عَنْهُ
روى بگردانند از او
وَ قالُوا
و گويند مر لغو گويندگان را
لَنا أَعْمالُنا
ما راست كردارهاى ما از حلم و اعراض و عفو
وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ
و مر شما راست عملهاى شما از سفاهت و لغو و يا ما راست دين ما و شما راست دين شما يعنى ما را از اعمال يكديگر سؤال نخواهند كرد بلكه هر يك از ما را مجازات خواهند داد بر وفق عمل خود
سَلامٌ عَلَيْكُمْ
سلامى است از ما بر شما يعنى لغو شما را بلغو خود مقابله نكنيم مراد آنست كه ما در مقابل لغو شما لغو نميگوئيم بلكه شما را از آن سالم ميداريم و گويند مراد سلام اينجا وداع است و ترك تحيت