تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
حاضر نبودى وقتى كه امت ترا خواندم و نواختم
وَ لكِنْ
و ليكن خبر دادم ترا
رَحْمَةً
از جهت آمرزش و بخشش كه واقع است به تو
مِنْ رَبِّكَ
از آفريدگار تو كه آن بعث اوست ترا برسانند و برگزيدن ترا به اين معجزه
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ
تا بيم كنى گروهى را كه نيامده است بديشان
مِنْ نَذِيرٍ
بيم كنندهء
مِنْ قَبْلِكَ
پيش از تو مراد ايام فترتست كه ميان زمان عيسى است و آن حضرت و آن مدت پانصد و پنجاه سال بود و يا ميان حضرت اسمعيل و حضرت رسالت بر آنكه دعوت موسى و عيسى مختص بر بنى اسرائيل بود و آنانى كه حوالى ايشان بودند و بعد از زمان اسمعيل كسى بعرب مبعوث نشده بود فرستاديم
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
شايد كه ايشان پند پذيرند و راه نجات يابند
وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ
و اگر نه آن بودى كه بديشان رسيدى
مُصِيبَةٌ
عقوبتى رسيده
بِما قَدَّمَتْ
بسبب آنچه پيش فرستاده است
أَيْدِيهِمْ
دستهاى ايشان يعنى بعملهاى زشت ايشان كه آن شرك و ظلمت و ساير معصيت
فَيَقُولُوا
پس گفتند بوقت حلول عذاب
رَبَّنا
اى پروردگار ما
لَوْ لا أَرْسَلْتَ
چرا نفرستادى
إِلَيْنا رَسُولًا
بسوى ما فرستادهء كه بما پيغام آورد
فَنَتَّبِعَ آياتِكَ
پس پيروى كرديم آيتهاى ترا و تصديق تو نموديم
وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
و بوديم از گرويدگان به تو و رسول تو يعنى اگر ندانستمى كه بوقت حلول عذاب حجت آوردندى كه پيغمبر بما نيامد و ما را به حق دعوت نكرد هر آينه عذاب بر ايشان مىفرستاديم پس به جهت عذر و الزام حجت بر ايشان فرستاديم و عذاب ايشان را تاخير نموديم تا هيچ حجتى و عذرى نداشته باشند آورده‌اند كه رهط قريش مكه در باب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از اخبار يهود مدينه سؤال كردند ايشان بنبوت حضرت اقرار كرده نعت و صفت او را در تورية خواندند مشركان انكار تورية نيز نموده گفتند اگر او پيغمبر است چرا آن معجزات كه موسى داشت وى ندارد آيه آمد كه
فَلَمَّا جاءَهُمُ
پس آنهنگام كه آمد بديشان يعنى بمشركان عرب
الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا
محمد كه فرستاده به حق است از نزد ما
قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ
گفتند چرا داده نشد محمد
مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى
مانند آنچه داده شده بموسى از معجزات يعنى چرا ويرا نيز عصا و يد بيضا و غير آن از معجزات موسى ندادند و اين را بر وجه تعنت و اقتراح ميگفتند
أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا
آيا كافر نشدند ابناى جنس ايشان از مشركان قبط در راى و مذهب
بِما أُوتِيَ مُوسى
به آنچه داده شد بموسى
مِنْ قَبْلُ
پيش از اين آيات نه‌گانه
قالُوا
گفتند قبطيان
سِحْرانِ
دو خداوند سحر يعنى موسى و هرون