تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
با مكان آفرين مكان چكند * آسمان گر بر آسمان چكند
نه مكان ره برد بر او نه زمان * نه بيان زو خبر دهد نه عيان
و يا آنكه فرعون بطريق تلبيس عوام گفته باشد كه آنكس كه موسى مردمان را بر پرستش او ميخواند جارى مجراى منست در احتياج به مكان و جهة در كشاف آورده كه هامان پنجاه هزار استاد را جمع كرد وراى مزدوران و بطبخ آجر و پختن گچ و تراشيدن چوب و رفع بناء امر كرد و بناى رفيع و محكم برآورد كه هيچكس پيش از اين به اين طريق سطحى نساخته بود و چندان محكم ساخت كه عقل نتوانست ( كمند فكر فكندن بگوشهء بامش ) و در زاد المسير آورده كه چون بنا باتمام رسيد فرعون به بالاى آن برآمده و در خيالش آن بود كه بفلك نزديك رسيده باشد و چون در نگريست آسمان را در بالاى صرح ديد كه بر روى زمين منفعل شده بفرمود تا تير و كمان آوردند تيرى به طرف آسمان انداخت آن تير خون آلود بازگرديد بجهة امتحان و فتنه و تحكم فرعون گفت بكشتم خداى موسى را حق تعالى جبرئيل را فرستاد تا پر خود را بر آن صرح زد و سه پاره ساخت و يك قطعهء آن بلشكرگاه فرعون فرود آمد و دوازده هزار قبطى كشته شد و قطعهء ديگر در دريا افتاد و پارهء ديگر در جانب مغرب رفت و هيچكس از استادان و مزدوران زنده نماند و فرعون با وجود اين متنبه نشد و غرور او بيشتر و جهل و عناد او افزونتر گشت
وَ اسْتَكْبَرَ
و گردنكشى كرد
هُوَ وَ جُنُودُهُ
او و لشگر او
فِي الْأَرْضِ
در زمين
بِغَيْرِ الْحَقِّ
بناحق و بى استحقاق و ترفع و تعظيم
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ
و گمان بردند ايشان كه
إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ
بسوى ما باز گشت نخواهند كرد و بغرور دنيا فريفته شده و آخرة را قبول نكردند
فَأَخَذْناهُ
پس گرفتيم او را
وَ جُنُودَهُ
و سپاه او را
فَنَبَذْناهُمْ
پس افكنديم ايشان را
فِي الْيَمِّ
در درياى نيل تا همه در آن غرق شدند همچنانكه بيان آن مشروحا گذشت
فَانْظُرْ
پس بنگر بديدهء بصيرت ايمحمد
كَيْفَ كانَ
كه چگونه
عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
سر انجام ستمكاران و از حد درگذشتگان يعنى مشركان قوم خود را از مثل اين واقعه بترسان
وَ جَعَلْناهُمْ
و گردانيديم ايشان را در اين جهان
أَئِمَّةً
پيشوايان ضلالت يعنى حكم كرديم كه ايشان ائمه اهل ضلالند و يا ظاهر گردانيديم حال ايشان را بر لسان انبياى خود تا كه بندگان دانند كه ايشان ائمهء اهل ضلالند و يا نام نهاديم ايشان را ائمهء ضلال و يا بجهة فرط عناد و جحود و يا بلجاج ايشان الطاف خود را از ايشان بازداشتيم و آنها را در وادى خذلان فرو گذاشتيم تا اهل ضلال بايشان گرويده ايشان را ائمهء و مقتدايان گردانيدند
يَدْعُونَ
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 169 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى