تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ميخوانند ايشانرا
إِلَى النَّارِ
بسوى آتش يعنى بعملهائى كه موجب دخول باشد در آتش دوزخ چون كفر و معصيت و
يَوْمَ الْقِيامَةِ
و در روز رستخيز
لا يُنْصَرُونَ
يارى داده نخواهند شد يعنى ناصرى و معاونى عذاب از ايشان بر نخواهند داشت
وَ أَتْبَعْناهُمْ
و از پى درآورديم ايشان را يعنى با ايشان لا حق و متصل گردانيم
فِي هذِهِ الدُّنْيا
در اين سراى
لَعْنَةً
لعنت را يا ملائكه يا مؤمنان بر ايشان لعن مى كنند و يا دورى از رحمت را لازم حال ايشان گردانيديم
وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ
و در روز قيامت
هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ
ايشان از زشت رويانند چنان كه از عبد اللّه بن عباس مرويست كه رويهاى ايشان را سياه كنند و چشمهاى ايشانرا كبود و اين علامة دوزخيانست و يا در آن روز مطروداند از رحمت و مايوس‌اند از مغفرت كه اصلا رايحهء رحمة و مغفرت بمشام ايشان نورزد
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
و بدرستى كه ما داديم موسى را كتاب تورية كه اوامر و نهى و وعده و وعيد و مسايل حلال و حرام بود
مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى
از پس آنكه هلاك كرديم اهل قريهاى نخستين از نوح و هود و صالح ( ع ) و يا از بس هلاك قبطيان
بَصائِرَ
در حالتى كه حجت هاى و برهانهاى روشن بود و نورانى
لِلنَّاسِ
براى بنى اسرائيل كه ديده ايشان بحقايق آن مستبصر مىشد و به آن حق را از باطل امتياز ميكردند
وَ هُدىً
و راه نماينده بود به احكام شرع تابعان خود را
وَ رَحْمَةً
و بخشايش براى مصدقان و عاملان به آن يعنى به جهت تصديق و عمل به آن ميرسيدند برحمة واسعه او سبحانه كه مثوبات دارين است
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
شايد ايشان پند پذيرند يعنى بر حالتى شوند كه اميدوارى بتذكر و پند گرفتن ايشان توان داشت و يا بجهة ارادهء اين كه پند گيرند به آن از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويستكه حق تعالى هلاك نگردانيد هيچ قومى را و امتى و اهل ديهى به عذاب آسمانى از آن زمان كه انزال تورية فرمود بر روى زمين غير اهل ديهى كه مسخ شدند ببوزينگان نمىبينى كه حق تعالى ميفرمايد كه
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
تا آخر آيه بعد از آن بر سبيل تنبيه و تعجب ميفرمايد كه
وَ ما كُنْتَ
و نبودى تو اى محمد
بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ
به طرف وادى غربى يا بناحيهء طور كه در جهة غربست و ميقات موسى است يعنى تو بر كوه طور حاضر نبودى
إِذْ قَضَيْنا
چون گذارديم
إِلى مُوسَى الْأَمْرَ
بسوى موسى وحى را يعنى وقتى كه وحى كرديم به او امريرا كه راه نموديم كه به او اعلام كنيم از رسالت و اوامر و نواهى و
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 170 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى