تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و دست نيابند بشما بتقليب و اضرار پس برويد بدل قوى بجانب ايشان
بِآياتِنا
با دلايل قدرت كه معجزات باهره است
أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ
شما هر دو و هر كه پيروى كند شما را غلبه كنندگانيد بر ايشان نشايد كه مغلوب كنند شما را چه آيات ما غالبست بر همه چيز و امداد و اعانة ما اولياء خود را متواتر و متوالى و از ابو جعفر عليه السّلام مرويست كه چون موسى از طور مراجعت فرمود نزد زوجهء خود آمد زن او را گفت از كجا ميائى گفت از نزد خداوند و آفريدگار اين آتش پس متوجه فرعون شد و به خدا سوگند كه گوييا ميبينم موسى را طويل البال يعنى دراز دست و خداوند موى بسيار و آدم سير و بر او جبه‌ايست از صوف و عصا در كف و ميان بسته و نعلين از جلد حمار در پاى و بند نعلين او از ليف خرما پس چون بدر خانه فرعون رسيد و اظهار دعوت كرد خبر بفرعون رسانيدند كه جوانى بدرگاه ايستاده است و دعوى مىكند كه رسول پروردگار عالميانم فرعون بجمعى كه موكل بودند بر شير و ساير سبع امر كرد چند شير در زنجير كشيد و حاضر كنيد و دأب او اين بود كه اگر بر مردى غضب كردى او را نزد شير انداختى تا ويرا هلاك كردى پس باحضار مجلس امر كرد كه موسى را از هفت در گذرانيدند نزد فرعون آوردند شيران چون او را بديدند نزد وى آمدند و دم جنبانيدن آغاز كردند و سر بر پاى او ماليدند فرعون مر جلساى خود را گفت كه من هرگز مثل اين را نديده بودم و چون موسى روى بفرعون كرد او را شناخت گفت الم نربك فينا وليدا چنان كه در سورة الشعرا گذشت و بعد از آن بسرهنگى امر كرد كه او را بگير و بجلاد ده و بگو كه گردنش بزن جلاد بيامد كه موسى را بكشد جبرئيل امين آمد و شمشير از دست او گرفته او را بكشت و هر كس كه پيش ميآمد او را ميكشت تا شش كس را بكشت فرعون چون چنان ديد هراسان شد و گفت دست از او بداريد پس موسى دست را از زير بغل بيرون آورد مانند آفتاب درخشنده بود گفت اين معجزه است بر صدق دعوى من بعد از آن عصا را بيانداخت اژدهائى عظيم شد و ايوان او را در دهن گرفت فرعون از جاى برجست و بموسى گفت او را بگير موسى چون او را گرفت باز عصا شد و فرمود اين نيز معجزهء ديگر است
فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا
پس آنهنگام كه آورد ايشان را موسى عليه السّلام آيتهاى ما را يعنى معجزه هاى ما را كه در شان موسى بود
بَيِّناتٍ
در حالتى كه روشن و هويدا بود اعجاز آن
قالُوا
گفتند فرعونيان
ما هذا
نيست اين
إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً
مگر جادوى بر بافته و ساخته او كه مثل اين ديگرى نكرده و هرگز مانند آن را نديده‌ايم از كسى و يا اين سحريست كه تعليم گرفتهء و بعد از آن بر خدا