تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
عَلَيَّ
بر من يعنى همچنانكه زياده از اين ده سال بر من مطالبة نخواهى كرد زياده از هشت سال نيز طلب نكنى
وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ
و خداى بر آنچه ميگويم و شرط ميكنم گواهست و يا بر آنچه گفت و شنيد ميرود كار سار ماست يعنى كار خود را بر وى ميسپاريم تا بتوفيق او از عهدهء اين عهد بيرون آييم و كيل كسيست كه كار خود به او واگذاشته شود اما استعمال آن ميكنند در موضع شاهد حسين بن صفوان روايت كرده كه او گفت از ابو عبد اللّه ( ع ) پرسيدم كه كدام دختران بودند كه گفتند ان ابى يدعوك فرمود آندخترى كه موسى به آن متزوج شد باز گفتند كه موسى كدام دو اجل را باتمام رسانيد فرمود تمام‌تر و دور تر آن را كه ده سال بود ديگر سؤال كردند كه موسى قبل از مضى مدت دخول فرمود بزن خود يا بعد از انقضاى آن گفت قبل از انقضاى آن گفتند اين چگونه جايز باشد كه مردى متزوج شود بزنى قبل از وفا نمودن به شرط نكاح آنكه در اين مقام هشت سال است يا ده فرمود شعيب ميدانست بعلم نبوت كه موسى به آن وفا خواهد نمود القصه شعيب صفورا را بوى عقد بست و موسى قبول شرط مذكور نموده با شعيب گفت چون مرا بشبانى نصب كردى عصائى به من ده تا گوسفندان بدان برانم و سباع را بدان دفع كنم از ايشان شعيب دختر خود را گفت در فلان خانه چند عصا هست يكى را بياور و بموسى ده دختر برفت و عصائى از آن خانه برداشت و بياورد شعيب گفت اين عصا را بگذار و ديگرى را بياور دختر عصا را بازپس برد و بنهاد و خواست تا ديگرى برگيرد همان عصا بدست او آمد بياورد شعيب گفت اين همانست و سه بار اين صورت و به اين طريق واقع شد در نوبت سيم دختر گفت به خدا سوگند كه من عمدا اين را برنميگيرم اما هر نوبت كه ميخواهم عصاى ديگر بردارم اين عصا بدست من مىآيد شعيب گفت اين را بموسى ده مرويست از عكرمه كه اين عصاى آدم ( ع ) بود كه از بهشت همراه خود آورده بود چون وفات كرد جبرئيل آن را برگرفت و حفظ آن مينمود تا روزى كه موسى از شعيب عصائى طلبيد جبرئيل بيامد و اين عصا را بشعيب داد كه بموسى ده و در كشاف آورده كه نزد شعيب عصاى انبيا جمع شده بود و در شب موسى را گفت كه در اين خانه رو و يكى از آن عصاها بردار موسى در اندرون خانه آمد و آن عصاى كه آدم از بهشت همراه خود آورده بود برداشت شعيب چون مكفوف بود آن را برداشت و مس كرد دانست كه عصاى آدم است گفت اين را بنه و يكى ديگر را بردار موسى هفت نوبت به آنخانه آمد همين عصا بدست او آمد شعيب بدانست كه وى شايسته آنست او را به او داد و گفت ايموسى چون بمفرق الطريقين رسى دو راه پديد آيد بر دست چپ برو اگرچه بر دست راست گياه بيشتر باشد چه در آن مرغزار اژدهائى عظيم هست كه مرد را با چهارپايان فرو ميبرد موسى چون آنجا رسيد گوسفندان ميل جانب دست راست كردند و ميدويدند هر چند موسى خواست كه بازگرداند نتوانست بالضرورة
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 163 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى