بناى اين دير براى آنگروه كردهاند كه در كتب سابقه مذكور شده و علماى ما خبر دادهاند كه در اين حوالى چشمهايست و سنگى عظيم بر بالاى آن هيچكس راه بدان نبرد مگر پيغمبرى يا وصى پيغمبرى مردم بسيار باميد اين در اين دير نشستهاند و اين كرامة نيافتهاند كه من يافتهام پس چون اين آيه در دست تو پيدا شد دانستم كه آن وصى توئى و بر دست تو اسلام آوردم و بولاية تو معترف شدم امير المؤمنين ( ع ) از اينسخن بگريست چنان كه محاسن مباركش از آب ديدهء مطهرش تر گشت و فرمود سپاس مر خدايرا كه مرا فراموش نكرد و در كتب اوايل ياد كرد اهل اسلام چون اين بشنيدند همه شاد گشتند و راهب با امير المؤمنين عليه السّلام بشام رفت و در خدمت او جهاد كرد تا بدرجهء شهادت رسيد و آن حضرت بر او نماز گذارد و هر وقت كه ياد او كردى بر وى رحمة فرستادى و چون از پاى آن دير روانه شدند و پارهء راه برفتند حضرت فرمود كيست از شما كه راه به آن چشمه برد گفتند ما همه ميدانيم و راه به آن ميبريم چون اين دير علامت آنست فرمود برويد و بجوئيد برفتند چندانكه جستند نيافتند پس فرمود اين چشمه ظاهر نگردد تا قيام قيامة القصه چون شعيب صفة قوت و امانة موسى و تفصيل آن را از صفورا بشنيد و بر شان و مرتبه او اطلاع يافت رشتهء محبت را با موسى اشتداد داده
قالَ
گفت با او كه
إِنِّي أُرِيدُ
بدرستى كه من ميخواهم
أَنْ أُنْكِحَكَ
آنكه بنكاح تو درآورم
إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ
يكى از اين دو دختر خود را هر كدام كه خواهى
عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي
بر صداق آنكه اجاره دهى نفس خود را تا اجير من باشى
ثَمانِيَ حِجَجٍ
هشت سال و در عين المعالى آورده كه در شرايع مقدمهء مهر دختران مر پدران را بوده و در شريعة ما منسوخ شده به آيه و آتوا النساء صدقاتهن
فَإِنْ أَتْمَمْتَ
پس اگر تمام كردى
عَشْراً
ده سال را
فَمِنْ عِنْدِكَ
پس از نزديك تست يعنى بر طريق تفضيل و كرم كارى باشى نه آنكه بر تو واجب و لازم بوده باشد بلكه هشت سال لازم حال تو باشد فقط
وَ ما أُرِيدُ
و نميخواهم
أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ
آنكه مشقة و رنج نهم بر تو بالزام تمام ده سال
سَتَجِدُنِي
زود باشد كه يا بى مرا
إِنْ شاءَ اللَّهُ
اگر خواهد خداى
مِنَ الصَّالِحِينَ
از ستودگان و شايستهگان در حسن معامله و وفا بعهد و التزام تمام و آداب صحبت و جمعيت
قالَ ذلِكَ
گفت موسى كه اين عهد
بَيْنِي وَ بَيْنَكَ
ميان من و تو قايم نست كه هيچ خلافى نكنيم
أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ
هر كدام از اين دو مدت كه هشت و ده است
قَضَيْتُ
بگذارم و بپايان رسانم
فَلا عُدْوانَ
پس هيچ تعدى و افزونى جستن نيست ترا