صفورا بود
يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ
اى پدر من به مزد گير موسى را براى شبانى
إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ
بدرستى كه بهترين كسى كه به مزد گيرى
الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
مزدور تواناست و امينست اين كنايت است از آنكه موسى را قوة و امانت هست از ابن عباس روايتست كه شعيب از دختر پرسيد كه تو قوت و امانت او كجا معلوم كردهء صفورا قصهء سنك از سر چاه برداشتن و كشيدن دلو و صورت مضمضه و امر كردن به آنكه از عقب وى رود بازگفت و آن مانند اين قوم معجزهء اثر كه از موسى عليه السّلام ظاهر شد بر دست امير المؤمنين عليه السّلام صادر شده چنان كه آوردهاند كه چون امير المؤمنين على عليه السّلام با لشگر روى بصفين آوردند در بعضى از منازل فرود آمدند كه آب نبود مردمان و چهارپايان سخت تشنه شدند و هرچند كه آب طلبيدند نيافتند حضرت امير را از اين قضيه آگاهى كردند سوار شدند و با لشگر پاره راه برفت بعد از آن از راه عدول كرده بدر ديرى رسيدند كه در ميان بيابان بود راهبى در آن دير بود گفت در اينحوالى آب هست گفت از اينجا تا آب دو فرسنك راه بيش نيست پس لشگر گفتند يا امير المؤمنين اگر صواب باشد خود را به آن جا رسانيم پيش از آنكه جان بالكلية ساقط شود فرمود حاجت با آن نيست پس روى بقبلهء دعا آورد مناجات فرمود پس بموضعى اشارت فرمود كه اينجا را بكنيد مردمان بيل و تبر برگرفتند و آن زمين را پارهء بكندند سنگى بزرگ نمايان شد پس اطراف آن را از خاك پاك كردند و هر چند خواستند كه آن سنك را بردارند نتوانستند امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه اين سنك بر سر آبست جهد كنيد در برداشتن آن همه مجتمع شدند و هرچند كوشيدند به جائى نرسيد گفتند يا امير المؤمنين از تحت قدرت ما بيرونست حضرت پاى از ركاب بگردانيد و آستين بازنورديد و دست مبارك در زير آنسنك كرده بجنبانيد و بركند و چند گام بينداخت آبى صاف و خنك بيرون آمد كه از برف سردتر و از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر بود پس همهء مردمان و چهارپايان از آنجا آب خوردند و مشگها پر از آب كردند و راهب از بالاى دير مينگريست پس حضرت آنسنك را را بجاى خود نهاد و فرمود تا از خاك پر كردند و آن ناپديد گرديد راهب گفت اى مردمان مرا فرود آوريد او را فرود آوردند بيامد و نزديك امير المؤمنين عليه السّلام باستاد و گفت تو پيغمبر مرسلى فرمود نه گفت فرشتهء مقربى گفت نه و ليكن وصى رسول خدا محمد بن عبد اللّهام كه خاتم پيغمبرانست راهب دست بر دست امير المؤمنين عليه السّلام نهاد و گفت اشهد ان لا إله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه و انك وصى رسول اللّه و احق الناس من بعده امير المؤمنين عليه السّلام عهود و شرائط ايمان به دو فرانمود و فرمود ترا چه چيز بر اسلام داشت بعد از آنكه بر خلاف ملة اسلام بودى گفت يا امير المؤمنين