تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
آسيه است
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و ايشان نميدانستند كه او خواهر ويست و بر پى آمده
وَ حَرَّمْنا
و حرام گردانيديم
عَلَيْهِ الْمَراضِعَ
بر موسى شير دهندگان را
مِنْ قَبْلُ
پيش از آمدن خواهر او آورده‌اند كه موسى هشت شبانه روز شير كسى نگرفت و آسيه و قوم او از آنحال مضطرب شدند اما موسى انگشت سبحهء خود را ميمكيد و شير پاك بيرون ميآمد و مىخورد چون كلثوم دانست كه آسيه براى دايه بسيار مضطربست پيش رفته
فَقالَتْ
پس گفت كه
هَلْ أَدُلُّكُمْ
آيا دلالت كنم شما را
عَلى أَهْلِ بَيْتٍ
بر اهل بيت خانواده كه از روى شفقت
يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ
در پذيرد اين كودك را براى شما
وَ هُمْ
و آن اهل بيت
لَهُ ناصِحُونَ
مر او را نيكو خواهان باشند در شير دادن و در تربيت او تقصير نكنند گفتند برو و او را بياورد كلثوم مادر را بياورد و در آنحال موسى در كنار فرعون بود و گريه ميكرد فرعون او را بانواع بازى تسلى ميداد و هر چند دايه‌ها آمدند موسى روى از ايشان ميگردانيد و شير آنها را نميگرفت و چون او را در كنار مادر نهادند بوى مادر بمشام وى رسيد بوى متوجه شد و پستانش را فراگرفت فرعون گفت كيستى كه اين طفل بپستان تو ميل كرد گفت زنىام خوشبو و پاكيزه خوى و پسنديده تن و شير من بغايت شيرين مىباشد و به جهت اين هيچ طفل را نزد من نيارند مگر كه شير من قبول كند فرعون بفرمود تا اجرت او را مقرر كردند و موسى را به دو سپرد و گفت او را بخانهء خود بر و در هفته يكروز نزد ما مىآى مادر موسى او را برگرفت و شادان و خوشدل روى به خانه خود نهاد و در روايت آمده كه در همان روز كه مادر موسى موسى را به دريا انداخته بود حق تعالى او را با وى رد كرده سر انا رادوه اليك راست شد چنان كه فرمود
فَرَدَدْناهُ
پس بازگردانيديم موسى را
إِلى أُمِّهِ
بسوى مادر او
كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها
تا روشن شود چشم او به فرزند
وَ لا تَحْزَنَ
و اندوهناك نشود بفراق او
وَ لِتَعْلَمَ
و تا بداند بمشاهده و معاينه
أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
آنكه وعدهء خدا راست و درستست
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ
و ليكن بيشتر قبطيان يا اكثر آدميان
لا يَعْلَمُونَ
نميدانستند كه وعدهء الهى در هر چه دهد حق باشد پس در دامن مادر تربيت مييافت تا كه از شير مستغنى شد و از آنجا ترقى نموده مرتبه مرتبه به حد كمال قوت كه نهاية شبابست رسيد
وَ لَمَّا بَلَغَ
و آنهنگام كه رسيد موسى
أَشُدَّهُ
بغايت قوت كمال خود كه سى سالگى است و بروايت ابن عباس و مجاهد و قتاده تا چهل سالگى
وَ اسْتَوى
و راست شد قد او و عقل او يعنى به نهايت نشو و نما و غايت بزرگى رسيد و گويند اشده سى سالگيست و استوى چهل سالگى
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 153 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى