تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
او صادر شود فى الفور از مكمن غيب خود بيرون رود و در رفتن مسارعت نمايد و در اندك فرصتى روى زمين را احاطه نمايد و حذيفة روايت كرده كه رسول را پرسيدم كه خروج وى از كجا باشد فرمود از مسجدى كه از آن بحرمت‌تر نباشد نزد خداى يعنى مسجد الحرام و عيسى عليه السّلام از آسمان نزول كند و در نماز بوى اقتدا كند و چون طواف كند همه با وى طواف كنند و زمين در زير قدم ايشان بجنبد چنان كه قنديلها جنبند كه ناگاه صفا بشكافد و از آنجا بيرون آيد و مردم را بنام ايمان و كفر خواند مؤمن را نقطهء سفيد بر روى زند كه همه روى او از آن نورانى گردد و كافر را نقطهء سياه كه همهء روى از آن سياه شود و باقى علامات قرب قيامت و تفصيل احوال مهدى عليه السّلام در كتاب غيبت مذكور است حاصل كه حق تعالى بعد از ذكر علامت قيامت بيان آن روز مىكند
وَ يَوْمَ نَحْشُرُ
و ياد كن روزى كه حشر كنيم
مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ
از هر امتى
فَوْجاً
گروهى كه رؤسا و اشراف ايشان باشند
مِمَّنْ يُكَذِّبُ
از آنهائى كه تكذيب كرده باشند
بِآياتِنا
بآيات كلام يا دلايل قدرت واضحه ما را
فَهُمْ يُوزَعُونَ
پس ايشان بازداشته شوند تا اراذل و ادانى قوم بديشان رسند و همه را يك بار بدوزخ برند و يا ايشان را بازدارند براى عتاب و شدة حساب عذاب و تهديد بصعوبت عذاب به جهت غوايت و ضلالت و اغوا و اضلال ايشان و اصحاب ما برانند كه اين روز در دنيا باشد نه در قيامت براى آنكه در روز قيامت همه را حشر خواهند كرد بعضى از ايشان كه حشرناهم فلم نغادر منهم احدا پس آن روز غير آخرت باشد و اين دليل باشد بر صحت رجعت و از امام جعفر صادق عليه السّلام پرسيدند از رجعت گفت هر كه ايمان محض و كفر محض داشته باشد او را بازگردانند و زنده كنند در دنيا و از اهل البيت اخبار متعدده و روايات كثيره واقع شده كه حق تعالى زنده گرداند در وقت قايم آل محمد جماعتى را از دشمنان ايشان كه در دشمنى بنهايت رسيده باشند و جماعتى را از مخلص كه در دوستى بمرتبهء كمال رسيده باشند تا داد ايشانرا بستاند از دشمنان ايشان پس محبان مخلص به ثواب نصرت و معونة قايم عليه السّلام فايز گردند و مبتهج شوند بظهور دولت و اعداى خود را بكشند و دشمنان مذلت و خوارى خود را به بينند نزد علو كلمه قايم عليه السّلام و بشمشير انتقام محبان كشته گردند حاصل كه ميفرمايد كه بعد از اجتماع همه روانه شوند
حَتَّى إِذا جاؤُ
تا چون بيايند بموقف حساب
قالَ
گويد خداى با ايشان از روى اهانت و سرزنش و نكوهش
أَ كَذَّبْتُمْ بِآياتِي
آيا بدروغ داشتيد آيتهاى مرا بادى الراى
وَ لَمْ تُحِيطُوا بِها
و در حالتى كه احاطه نكرديد بدان
عِلْماً
از روى دانش يعنى در آن تامل