باشد و لون او چون لون پلنگ و گردنش چون گردن شتر مرغ و سينهاش چون سينهء شير و پهلويش چون پهلوى يوز و دنبهاش چون دنبه قوچ و قوايمش مانند قوايم شتر و ما بين مفصلين او دوازده گز باشد بزراع آدم و همهء الوان مختلفه در او باشد و ما بين هر دو قرن او يكفرسخ و بيرون آيد ميان صفا و مروه يا كوه اجياد كه در حوالى مكه است و يا وادى تهامه و يا از بحر سدوم آمده كه از اعظم مساجد يعنى مسجد الحرام بيرون آيد و در كتاب علامات الساعه مذكور است كه از ركن خانهء كعبه بدر آيد و مردم به او نگروند و او مانند آفتاب سير كند و بلند شود و بعد از سه روز ثلث او بيرون نيايد و قول اشهر آنست كه تمام او بيرون آيد و روى بمشرق نهد و بآواز بلند صيحه كند كه همه اهل مشرق بشنوند و به همين طريق روى به مغرب و شام و يمن نهد و عصاى موسى مس كند و درخشان گردد و خاتم سليمان در ميان دو چشمان كافران مالد روى ايشان سياه شود و كسى بر روى زمين نماند مگر كه سفيد روى وسيله روى باشد و مردم يكدگر را بنام و لقب نخوانند بلكه بسفيد روى گويند اى بهشتى و بسياه روى گويند اى دوزخى و از اينجهت بعضى معنى آيه بر اين وجه گفتهاند كه چون واقع شود قول ما به تميز مؤمنان از كافران بيرون آريم دابة الارض و از ابو صراحه انصارى روايت است كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود كه اين دابه را سه نوبت خروج باشد يك بار باقصاى مدينه بيرون آيد و خبر او در باديهء فاش شود اما به مكه نرسد و بعد از زمان طويل قريب به مكه بيرون آيد و بار سيم مردمان در مسجد الحرام بطواف مشغول باشند او از جانبى از مسجد بيرون آيد كه ميان ركن اسود و باب بنى مخزوم باشد و مردمان از او بترسند و بگريزند و جمعى كه جز از خداى نترسند دليرانه نزد او آيند رويهاى ايشان روشن شود مانند ستارهء درخشان گردد و بعد از آن روى بنواحى ارض نهد هر كه ويرا جويد بوى نرسد و كسى كه از او گريزد از او فوت نشود و كسى كه دشمن خداى باشد از او بترسد چنان خود را بوى نمايد كه نماز ميگذارم وى از پس و پشت او درآيد و گويد اكنون نماز ميكنى پس داغى به روى او نهد و با مردمان مجاورة نمايد و در سفر و حضر با ايشان مشاركة كند مؤمن را از كافر بشناسد و در اندك فرصتى روى زمين را احاطه كند و از حسن بصرى روايتست كه موسى از خدا درخواست تا دابه را بوى نمايد سه شبانه روز ميآمد و در هوا ميشد با خلقى و منظرى مهيب و فظيع موسى از او بترسيد و دعا كرد تا بجاى خود رفت و نزد بعضى از اصحاب ما اين كنايتست از خروج صاحب الامر و الزمان عليه السّلام كه مهدى امتست در خطبة البيان از امير المؤمنين عليه السّلام واقع شده كه انا دابة الارض مؤيد اين قولست و تسميهء وى به اين اسم به جهت آنست كه دابة الارض يعنى ما يدب فى الارض است يعنى چون حكم الهى بخروج
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٤٠