چه اين از جملهء علم غيب است كه غير از او سبحانه به آن عالم نيست و نزد بعضى اين آيه در بارهء مشركانست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از وقت ساعت قيامت سؤال كردند پس معنى آنست كه نميدانند جميع آدميان كه قيامت كى قايم شود
بعد از آن جهت مبالغه در نفى علم به آن ميفرمايد
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ
بلكه نيك رسيده و استحكام يافته علم ايشان
فِي الْآخِرَةِ
در وقوع آخرت بحجج و آيات عقليه و نقليه كه اسباب علم ايشانست بر وقوع آن با وجود اين آنچنانكه حق دانستن آنست آن را ندانستند پس چگونه عالم باشند بوقت وقوع قيامة كه از امور غيبيه است كه اصلا علم باسباب آن ندارند يا نهاية علم ايشان همين است كه آخرت واقع خواهد شد بادلهء عقليه و نقليه و از آنجا در نگذشته بوقت معين براى وقوع قيامت و از ابن عباس مرويستكه وصف ايشان باستحكام علم و تجاهل آن در آخرت بر سبيل سخريه است و استهزا همچنانكه شخص باستهزا بنادانترين مردمان گويد چه نيك دانسته و گويند بل بمعنى هل است و در لباب بمعنى ام تنزيل نموده و بر هر دو تقدير استفهام بمعنى نفى است يعنى نرسيده و كامل نشده است دانش ايشان در وقوع آخرت و كما ينبغى آن را ندانستهاند
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ
بلكه ايشان در شك و ترددند
مِنْها
از وقوع آن مانند كسى كه متحير باشد بر وادى و دليل بر آن نيابد
بَلْ هُمْ مِنْها
بلكه ايشان از آخرت
عَمُونَ
نابينايند يعنى چشم دل ايشان از مشاهدهء دلايل بعث و حشر پوشيده است جهة عدم تامل و تفكر در آن
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و گفتند آنان كه كافر شدند از روى انكار و استبعاد بسبب عدم تدبر و تفكر در آيات بينه در حقيقت بعث
أَ إِذا كُنَّا تُراباً
آيا چون گرديم ما خاك
وَ آباؤُنا
و پدران ما نيز خاك گردند
أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ
آيا ما بيرون شدگانيم از گورها
لَقَدْ وُعِدْنا
بدرستى كه ما وعده داده شدهايم
هذا
اين حشر و نشر را
نَحْنُ وَ آباؤُنا
ما و پدران ما
مِنْ قَبْلُ
پيش از وعدهء محمد
إِنْ هذا
نيست اين وعدها
إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
مگر افسانههاى پيشينيان كه به مجرد حرف و صوتست و حقيقتى ندارد
قُلْ
بگو ايمحمد بايشان كه
سِيرُوا فِي الْأَرْضِ
برويد در زمين اهل تكذيب چون ديار حجر و احقاف و مؤتفكات
فَانْظُرُوا
پس بنگريد كه
كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ
چگونه بود سر انجام گناهكاران و كار ايشان بكجا رسيد تا از آن عبرت گيرند و بترسند از آنكه مثل آن بشما واقع شود
بعد از آن به جهت تسليهء حبيب خود كه كفار قريش تكذيب او ميكردند و آتش مكر ميانگيختند فرمود كه
وَ لا تَحْزَنْ
و اندوهناك مشو ايمحمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
عَلَيْهِمْ
بر