ذاتَ بَهْجَةٍ
كه خداوند خرميست و آراسته و زيبا و با انواع اثمار و اشجار و عدول از غيب بتكلم براى تاكيد اختصاص اين نقل است بذات او يعنى مائيم كه توانائيم و بس در رويانيدن بوستانهاى زيبا و نيكو از آب باران
ما كانَ لَكُمْ
نيست و نرسد مر شما را
أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها
آنكه برويانيد درختان آن بوستانها را
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
آيا هست خدائى با خداى به حق كه مقارن او باشد در آفرينش اين اشيا چه آن متفرد است در ايجاد آن
بَلْ هُمْ
بلكه مشركان
قَوْمٌ يَعْدِلُونَ
گروهىاند كه ميل ميكنند از راه حق كه توحيد است
أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً
اين بدل ام خلق است يعنى بهتر است از خدايان باطله آنكس كه زمين را قرارگاه آدميان و دواب گردانيده به اين وجه كه آن را از ميان آب بيرون آورد و تسويه فرمود بر وجهى كه قرار انسان و دواب بر آن حاصل مىشود
وَ جَعَلَ خِلالَها
و پيدا كرد در ميان زمين
أَنْهاراً
جويهاى آب روان كه مىآشاميد و به آن زراعة ميكنيد
وَ جَعَلَ لَها
و آفريد براى استحكام زمين
رَواسِيَ
كوههاى بلند كه در آن معادن حاصل مىشود و از تحت آن چشمها بيرون ميجوشد
وَ جَعَلَ
و گردانيد
بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ
ميان دو درياى عذب و مالح
حاجِزاً
مانعى كه به جهت آن يكدگر خلط نشوند و بيان اين در سورة الفرقان گذشته
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
آيا هست يعنى نيست خدائى با خداى به حق كه در خلق اين چيزها با او مدد نمايد
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
بلكه بيشتر اهل شرك نميدانند كه خدا متفرد است در آفرينش اين چيزها و هيچ چيز با او در آن شريك نيست لا جرم بشريك قايل شدهاند
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ
بلكه بهتر است از شريكان ناتوان كسى كه اجابت كند بيچاره و فرو مانده را
إِذا دَعاهُ
چون بخوانند او را مضطر كسيست كه او را هيچ حيله و وسيلهء نباشد مگر حق تعالى يا كسى كه دل از هستى خود برداشته باشد چون غريق دريا يا گم شده در بيابان يا بيمار نااميد از صحت - آوردهاند كه شيخ داود يمانى بعيادت بيمارى رفت بيمار گفت ايشيخ دعا كن براى شفاى من شيخ گفت تو دعا كن كه مضطرى و اجابة بدعاى مضطر باز بسته است زيرا كه نياز تو بيشتر است و حق تعالى نياز بيچارگان را دوست مىدارد چه اگر نيازمند بيچاره دعا كند زود اجابة ميفرمايد
وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
برميدارد بدى را يعنى دفع مىكند از او آنچه پديد آيد و اما اجابة او موقوف