تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
قالَ
گفت صالح بايشان
يا قَوْمِ
اى گروه من
لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ
چرا شتاب ميكنيد بعقوبت
قَبْلَ الْحَسَنَةِ
پيش از توبهء نيكو كه بر وجه خلوص باشد يعنى تاخير توبه ميكنيد تا كه عذاب نازل شود چه ايشان ميگفتند اگر عذاب به بينيم توبه كنيم و اگر نه بر كفر خود راسخ باشيم و يا آنكه چرا تعجيل ميكنيد ببلا و عقوبت پيش از رحمة و عافيت يعنى چرا طلب رحمة مرا مقدم نميداريد بر عقوبت
لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ
چرا استغفار نميكنيد يعنى بايمان و توبه از خدا آمرزش نمىطلبيد قبل از نزول عذاب
لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
شايد شما رحم كرده شويد بقبول توبه و عذاب فرو نيايد بر شما چه بعد از آن ايمان و توبه مقبول الهى نخواهد بود و نفع بشما نخواهد داد در رد عذاب
قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ
گفتند آنگروه كه فال بد گرفتيم به تو
وَ بِمَنْ مَعَكَ
و هر كه با تست از گرويدگان يعنى تو و اتباع تو بر ما يمن نداريد چه تا آغاز دعوت و حجت كرده‌ايد قحطى و جوع بما روى آورده و سنك تفرقه و پريشانى در ميان ما افتاده و از يكديگر پراكنده شده‌ايم
قالَ
گفت صالح با ايشان كه
طائِرُكُمْ
فال به دو شآمة شما
عِنْدَ اللَّهِ
از نزد خداست يعنى اين محنت و بليت از نزد خدا بشما رسيده است بسبب كفر و عناد شما پس بشومى آن ميرسد بشما آنچه ميرسد بشما نه كه بجهة ما باشد
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ
بلكه شما گروهى هستيد كه آزموده ميشويد يعنى شما را ميآزمايند بخير و شر و دولت و نكبت و آسانى و سختى يعنى خدا با شما معاملهء آزمايندگان مىكند تا بر عالميان واضح شود كه در ايام دولت و نعمت بشكرگذارى آن مشغول مىشويد و راه بمنعم حقيقى خود برده اطاعت او ميكنيد يا نه و در زمان محنت و بلية شكيبائى مىكنيد و از اعمال قبيحه كه باعث اين محنت است باز مىايستد يا نه
وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ
و بودند در شهرى كه صالح بود از زمين حجر
تِسْعَةُ رَهْطٍ
نه نفر از اشراف و اكابر قوم و اشرار ايشان كه راس و رئيس ايشان قدار بن سالف بود
يُفْسِدُونَ
تباهى ميكردند بكفر و معاصى
فِي الْأَرْضِ
در زمين حجر
وَ لا يُصْلِحُونَ
و بصلاح نمىآوردند كار خود را يعنى افساد ايشان از شوب صلاح خالى بود و هر آنچه از ايشان صادر ميشد محض فساد بود بروايت ابن عباس اسامى اين كس كه مرتكب عقر ناقه شدند اين بود قدار بن سالف و مصدع و دهمى و دهيم و دعمى و دعيم و اسلم و قتال و صداف چون عقر ناقه كردند از صالح وعيد عذاب شنيدند
قالُوا
گفتند با يكدگر