رخمه ميگويد كه سبحان ربى الاعلى و بحمده - وحده ميگويد
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
هر چيزى بميرد و هالك گردد الا ذات خداى تعالى و قطا ميگويد هر كه خاموش گشت سالم شد و بسلامت ماند و ببغا ميگويد واى بر كسى را كه همه او مصروف باشد به دنيا و خروس ميگويد ياد خدا كنيد اى غافلان و نسر ميگويد ايفرزند آدم زندگانى به آنچه خواهى و رغبة دارى بكن كه آخر تو مرگست عقاب ميگويد دورى از مردمان سكون دل و آرميدن حواس است ضفدع ميگويد سبحان رب القدوس و باز ميگويد سبحان ربى العظيم و بحمده و هزار دستان ميگويد كه سبحان الخالق الدائم و غراب نفرين مىكند بر باج ستان و تمقاچى و در وسيط نقل مىكند كه چكاوك در صفير خود ميگويد بار خدايا لعنت كن بر دشمن محمد و آل محمد و سار ميگويد كه بار خدايا از تو قوت روز بروز ميطلبم و دراج ميگويد كه
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
كعب الاحبار روايت كرده كه روزى ورشان نزد سليمان آمد و آواز داد سليمان فرمود كه ميگويد بزاييد براى مردن و بنا كنيد براى خراب كردن هدهد آواز داد گفت ميگويد كه هر كه رحم نكند بر او رحم نكنند حاصل كه سليمان گفت ما مر زبان مرغان آموخته شدهايم
وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
و داده شديم يعنى مرا و پدر مرا دادهاند از هر چيزى مراد كثرت اشيا است نه همه آن و يا ما را دادهاند هر چيزيرا كه انبياء و ملوك ميبايد از علم و مملكت و يا از علم و تسخير جن و ساير حيوانات و گويند مراد سليمان از
عُلِّمْنا
و
أُوتِينا
نفس خودش بود و جمع آن بنابر عادت ملوك جهة تمهيد قواعد سياست و اظهار شوكة كه مناط مصالح مملكتست
إِنَّ هذا
بدرستى كه اين عطا
لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ
هر آينه آن افزونيست آشكارا و تفضل هويدا كه بر هيچكس مخفى نماند - واحدى باسناد خود از محمد بن جعفر بن محمد عليه السّلام روايت كرده كه گفت پدرم فرمود كه پادشاهى جميع مغارب و مشارق زمين را بسليمان دادند پس مدت هفتصد سال و شش ماه پادشاهى كرد بر همه آدميان و پريان و ديوان و طيور و وحوش و دادهاند به او همه چيزى و گفتار هر حيوانى و در زمان او صنعتهاى غريب و عجيب كردهاند كه بتواتر باسماع آدميان رسيده - آوردهاند كه سليمان را تختى بود كه هيچكس را از سلاطين نبود و در موضح آورده كه بر يمين تخت او دويست هزار كرسى بود براى اكابر انس و بريسار او دويست هزار ديگر بود براى اشراف جن و بر جانب راست سليمان سى و پنج هزار منبر نهادندى و احبار آدميان بر آن نشستندى و بر جانب چپ او نيز منبرها به همين عدد بودى و احبار جنيان بر آن قرار گرفتندى و مرغان بر بالاى سر وى پر در پر بافتندى و احبار سخن كردندى و جن و انس بر كرسيهاى استماع كردندى و سليمان بر بالاى تخت بودى
همچنانكه ميفرمايد كه