تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
اين عصا و يد بيضا را يكى گيرند و شكافتن دريا كه به آن مبعوث نبود بسوى فرعون همان نه باشد بر اين تقدير نيز القصه حق تعالى موسى را ندا كرد كه به اين معجزات برو بسوى فرعونيان
إِنَّهُمْ كانُوا
بدرستى كه ايشان هستند
قَوْماً فاسِقِينَ
گروهى بيرون رفتگان از دايرهء فرمان به جهت فرط كفر و طغيان پس موسى اهل خود را در اين وادى گذاشته و بامتثال امر الهى مبادرت كرده متوجه مصر شد و جميع معجزات كه به آن مأمور بود بايشان نموده ايشان به آن نگرويدند و بسحر نسبت دادند چنان كه ميفرمايد
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ
پس چون آمد بفرعونيان و قوم او
آياتُنا
دلايل قدرت ما و براهين رسالت موسى آن را بايشان آورد
مُبْصِرَةً
در حالتى كه روشن و هويدا بود و مشاهدهء همه كس بر وجهى كه آن را ميدانستند كه از قدرت بشر خارج است
قالُوا
گفتند فرعونيان از روى عناد و جحود و استكبار
هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
اين جادوئيست روشن يعنى همه كس داند كه اين سحر است
وَ جَحَدُوا بِها
و منكر شدند به آن يعنى تكذيب كردند و به آن نگرويدند
وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
و بيگمان بودند به آن نفسهاى ايشان يعنى بيقين ميدانستند كه آن آيتها از نزديك خداوند است و سحر نيست و به زبان تكذيب آن ميكردند
ظُلْماً
به جهت ستم كارى و عدوان
وَ عُلُوًّا
و ترفع و سركشى از ايمان و كدام ظلم قوىتر از ظلم كسى تواند بود كه متيقن باشد به آن كه آن آيات مذكوره و معجزات واضحه‌اند از نزد خدا با وجود اين مكابره نموده آن را بسحر نسبت نمايد و گويد
هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
. . .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ
پس ببين اى بيننده به نظر عبرت كه چگونه بود
عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
آخر كار تباه‌كاران كه در دنيا به آب غرق شدند و در عقبى به آتش مؤيد سوزند بعد از آن متذكر قصهء سليمان عليه السّلام شده و ميفرمايد كه
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ
و بدرستيكه ما داديم داود
وَ سُلَيْمانَ
و پسر او سليمان را
عِلْماً
دانائى از احكام شرايع و ابن عباس فرموده كه مراد دانستن زبان مرغانست و ساير حيوانات
وَ قالا
و گفتند بعد از اعطاى علم بايشان
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي
ستايش و ثنا آنخدائى را كه بسبب دانش
فَضَّلَنا
افزونى داد ما را
عَلى كَثِيرٍ
بر بسيارى
مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ
از بندگان گرويدهء خود در اين دليل است بر فضل و علم و شرف اهل آن و تفضيل ايشان بر غير چه داود و سليمان آن را اساس فضل خود گردانيده بر آن شكر گذارى نمودند و غير او را از نظر اعتبار انداختند كه پادشاهى عظيم بود و غير ايشان را نداده بود
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ
و ميراث گرفت سليمان
داوُدَ
از داود مال و ملك و پادشاهى را و به صحت پيوسته