تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
گردانيد آن بود كه دليلى باشد موسى را بر آنكه اين كلام كه ميشنود كلام خدائيست كه قادر است بر آنكه چوبى را مار گرداند نه كلام شياطين و غير ايشان و يا آنكه مستانس شود بدان كه چون نزد فرعون آيد و اينحال را به بيند از آن نترسد و بر هر تقدير موسى چون اين صورت را بديد
وَلَّى مُدْبِراً
روى بگرداند در حالتى كه پشت كننده و گريزان بود از خوف آن
وَ لَمْ يُعَقِّبْ
و باز نگشت بر عقب خود و بازنيامد پس ندا كرده شد كه
يا مُوسى لا تَخَفْ
ايموسى مترس و خوف به خود راه مده
إِنِّي لا يَخافُ
بدرستى كه منم كه نترسد
لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
نزديك من فرستاده شدگان هنگامى كه وحى ايشان نازل شود و يا آنكه فعل قبيح نمىكنند و ترك واجب نمىنمايند و نزديك من بدى عاقبت نيست بترسند
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ
ليكن هر كه ستم كند بر نفس خود بفعل قبيح از غير فرستادگان چه انبيا به جهت عصمت از صغيره و كبيره منزه‌اند
ثُمَّ بَدَّلَ
پس بدل نمود آنستم و بدى را
حُسْناً
نيكوئى
بَعْدَ سُوءٍ
بعد از بدى يعنى توبه كرد بعد از گناه
فَإِنِّي غَفُورٌ
پس بدرستى كه من آمرزنده‌ام تايبان را
رَحِيمٌ
مهربان بر ايشان و يا معنى آنست كه مگر كه ترك اولى نموده باشد و تبديل آن كرده باشد به آنچه تدارك آن نموده از فعل حسن و عزم بر اتيان نمودن به اولى پس هيچ خوبى او را نخواهد بود و حق تعالى همان ثواب كه مترتب بر فاعل ندب شود به او كرامت خواهد كرد بنابراين معنى تواند بود كه اين تعريضى باشد يعنى موسى را بمشت زدن بر قبطى كما قال اللّه
رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي
و بعد از آن به جهت اظهار معجزهء ديگر باز به او ندا رسيد كه
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ
و درآور دست خود را
فِي جَيْبِكَ
در گريبان پيرهن خود چون پيرهن حضرت موسى آستين نداشت از اينجهت حكم شد كه دست در گريبان كن
تَخْرُجْ بَيْضاءَ
تا بيرون آيد سفيد و درخشنده
مِنْ غَيْرِ سُوءٍ
سفيدى بىعلت يعنى سفيدى او از آفت برص نباشد پس موسى دست در گريبان كرده بيرون آورد چندان نور از وى بتافت كه شب ظلمانى چون روز نورانى گشت و اگر در روز دست بيرون مىآوردى نور آن بر روشنى آفتاب غلبه كردى بعد از آن به او ندا رسيد كه برو ايموسى با ايندو معجزهء عظيمه
فِي تِسْعِ آياتٍ
كه در جمله نه معجزه است و در شمارهء آن و اعظم آن
إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ
بسوى فرعون و گروه او و هفت معجزهء ديگر شكافتن دريا بود و طوفان و جراد و قل و ضفادع و دم و قحطى چنان كه تفصيل آن در سورة الاعراف گذشت و بعضى برانند كه فى بمعنى معه است يعنى برو با نه آيه ديگر نزد فرعون و قوم او بنابر