تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
به آن پس ايشان از آن ذاهل شده و در وادى ضلالت سرگردان و حيران ميشوند و بوسيله كسب آن اعمال مامورهء خود را بطريق نجات نميرسانند و بعضى ديگر در تفسير اين گفته‌اند كه ما تزيين اعمال قبيحهء ايشان به اين كه خلق شهوت نموديم در ايشان كه داعى ايشانست بفعل معاصى تا متحمل مشقت و تكليف شده از مشتهيات طبع خود مجتنب شوند و ايشان اين معنى را كار نبستند متحير شدند و در آن متردد و متشكك گشتند و انديشه نكردند در اين تا راه سداد از فساد بشناسند و به جهت اين در طريق معاصى كه مشتهاى طبع و محبوب نفس ايشان است سلوك نمودند و اين وجه اظهر است و برخى ديگر گفته‌اند كه ما حرام گردانيديم توفيق بر ايشان و لطف را از ايشان باز داشتيم به جهت عناد و جحود ايشان پس مزين شد اعمال قبيحهء ايشان در چشم ايشان و در صدور ايشان مجلى گشته و اين آيه منافى آيهء
وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ *
نيست زيرا كه اسناد تزيين بشيطان در اين آيه بر سبيل حقيقت است و صاحب كشاف گفته كه اسناد آن به حق تعالى در آيه
زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ
بر سبيل مجاز گفته يعنى چون حق تعالى كفار را متمتع ساخت به طول عمر و فراخى روزى و بسيارى نعمت و احسان بايشان وسيلهء اتباع شهوات است و اختيار راحت و تلذذ و نفرت از تكاليف صعبيه پس گوئيا او سبحانه تزيين اعمال ايشان كرده و اگرچه بحقيقت شيطان مزين اعمال بديشان است در نظر ايشان
أُوْلئِكَ
آن گروه كه متصفند بصفات مذكوره
الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ
آنانند كه مر ايشانراست بدى عذاب در دنيا چون قتل و اسيرى در روز بدر
وَ هُمْ فِي الْآخِرَةِ
و ايشان در سراى عقبى
هُمُ الْأَخْسَرُونَ
ايشانند زيان كاران يعنى از ايشان زيان كارتر نيست به جهت فوت ثواب و استحقاق عذاب
وَ إِنَّكَ
و بدرستى كه تو اى محمد
لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ
هر آينه تلقى كرده مىشود قرآن را يعنى جبرئيل آن را به تو القاء مىكند و مىرساند و تو آن را فراميگيرى
مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ
از نزد خداى درست كردار راست گفتار
عَلِيمٍ
بسيار دانا بجميع نهان و آشكار بعد از آن شروع در بيان بعضى قصص مىكند كه از مغيبات است و او عالم است به او نه غير او از مردمان زمان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد
إِذْ قالَ مُوسى
ياد كن چون گفت موسى بن عمران
لِأَهْلِهِ
مر كسان خود را كه با او بودند در وقت توجه از مدين بمصر و راه گم كرده و زنش را درد زاييدن پديد آمده و سرما دريافته و شب از نهايت سرما آتش زنه نميجست
إِنِّي آنَسْتُ
بدرستى كه من ديدم
ناراً
آتش افروخته پس اينجا مكث كنيد
سَآتِيكُمْ
زود باشد كه بيارم بشما
مِنْها بِخَبَرٍ
از آتش خبر يعنى كسى كه بر سر آن آتش