تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

سورة النمل

مكية ثلث و تسعون آية ابى بن كعب از حضرت رسالت روايت كرده كه هر كه سورهء طس بخواند حق تعالى او را ده حسنه بنويسد بعدد هر كه تصديق سليمان و هود و شعيب و صالح و ابراهيم كرده و هر كه تكذيب ايشان نموده و چون روز قيامت از قبر برخيزد گويد لا إله الا اللّه و چون حق تعالى در سورهء شعرا ختم بذكر قرآن نمود در اين سوره نيز افتتاح بذكر او كرده فرمود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - طس
در لباب از اخفش نقل كرده كه حروف مقطعه براى ابتداى كلام و انتهاى كلام است پس دلالت بر افتتاح و اختتام سخن باشد چنان كه طس ختم سورهء نمل است يا طا اشارتست به طهارت قدس الهى و سين بسنا و عزت نامتناهى و يا بطلب روندگان راه و سلامت قلوب ايشان از ما سواى اللّه و بروايت ابن عباس ناميست از نامهاى خداى تعالى كه به آن قسم ياد فرموده به اين كه
تِلْكَ
اين آيتهاى سورهء
آياتُ الْقُرْآنِ
آيتهاى قرآنست
وَ كِتابٍ مُبِينٍ
و آيتهاى كتاب روشن كننده حق و باطل و كتاب هويدا در اعجاز و عطف كتاب بر قرآن عطف احد و صفتين است بر ديگرى پس قرآن به جهت آن گفت كه قراءت آن مىكند و كتاب باعتبار اينكه مينويسند و تواند بود كه كتاب مبين لوح محفوظ است كه در او مكتوب است آنچه هست و خواهد بود پس او روشن كننده است مر ملائكه را آنچه واقع است از مكونات
هُدىً
در حالتى كه آن آيات قرآن يا كتاب مبين راه نماينده است بصراط مستقيم كه موصل است ببهشت نعيم
وَ بُشْرى
و مژده دهنده
لِلْمُؤْمِنِينَ
مر گروندگان را بسعادت كبرى كه جنات علياست
الَّذِينَ
آنان كه
يُقِيمُونَ الصَّلاةَ
بپاى دارند نماز را بقواعد و اركان آن
وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
و ميدهند زكات اموال خود را بمستحقان
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ
و حال آنكه ايشان بسراى آخرت
هُمْ يُوقِنُونَ
ايشان بيگمان ميشوند يعنى بيقين ميدانند كه بعث و نشور و بهشت و دوزخ و حساب و ميزان خواهد بود و بعد از آن در صفت مخالفت ايشان كه كفارند ميفرمايد
إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
بدرستيكه آنان كه نميگروند
بِالْآخِرَةِ
بسراى عقبى
زَيَّنَّا لَهُمْ
آراسته‌ايم براى ايشان
أَعْمالَهُمْ
عملهاى ايشان را
فَهُمْ يَعْمَهُونَ
پس ايشان سرگردان و حيران ميشوند در ضلالت خود جبائى و ابو مسلم گفته‌اند كه مراد آنست كه ما مزين گردانيديم براى ايشان اعمال حسنهء ايشان را كه امر كرده بوديم به آن باحسن وجوه تزيين كه آن بيان مثوبات آن بود تا ترغيب ايشان نمايد به عمل كردن