و امين از خاين بهتر است و ديگر آتش متكبر و سركش است و خاك متواضع و افتاده و تواضع از تكبر نيكوتر بود و نيز خاك نقش پذيرد چنان كه آدم نقش معرفت پذيرفت كه كتب في قلوبهم الايمان و آتش نقش را سوزد چنان كه نقش معرفت ابليس را بسوخت كه ففسق عن امر ربه است ثعلبى از ابن عباس روايت كند كه آنكه قياس كرد و خطا ابليس بود پس هر كه در دين قياس كند وى را قرين ابليس گرداند القصه چون ابليس به جهت تكبر از سجده امتناع كرد .
قالَ
گفت حق تعالى او را كه چون سجده نكردى و فرمان مرا قبول نكردى
فَاهْبِطْ مِنْها
پس فرو رو از آسمان يا از بهشت به زمين
فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها
پس نرسد و روا نباشد تو را آنكه گردن كشى كنى در آسمان و تعظيم نمائى بر فرشتگان كه همه خاشعان و مطيعانند
فَاخْرُجْ
پس بيرون رو از بهشت يا از آسمان
إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ
بدرستى كه تو از خوار شدگانى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه هر كه تواضع و فروتنى كند حق تعالى او را بردارد و هر كه تكبر كند حق تعالى او را بيندازد و پست گرداند و چون حق تعالى ابليس را از درگاه رحمت خود براند و داغ لعنت بر جبين او كشيد و از رحمت خدا نااميد شد .
قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
گفت خدايا مهلت ده مرا تا روزى كه برانگيخته شوند آدميان از قبرها يعنى مرا تا روز قيامت مميران و عقوبت مكن .
قالَ
گفت خداى تعالى
إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ
بدرستى كه تو از مهلت دادگانى تا وقتى كه مصلحت من در آنست و حكمت در مهلت دادن شيطان با آنكه حق تعالى عالم بود به آنكه او اضلال بندگان كند بابتلاء عبادت است و تعريض ايشان به ثواب به جهت مخالفت ايشان از اوامر و يا غير آن وجوه مصلحت او سبحانه داند و چون حق سبحانه او را مهلت داد .
قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي
گفت ابليس پس بسبب آن چيز كه مرا بىبهره گردانيدى از رحمت خود و يا حكم كردى بغوايت من
لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ
هر آينه بنشينم براى گمراه ساختن فرزند آدم
صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
بر راه تو كه راست است يعنى دين اسلام و انتظار آن كشم كه راه زنى ايشان كنم و از صراط مستقيم بگردانم .
ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ
پس البته بيايم بديشان از پيش ايشان يعنى در امر آخرت كه در پيش ايشان است و گويم بعث و حشر و بهشت و دوزخ نيست
وَ مِنْ خَلْفِهِمْ
و از پس ايشان يعنى از قبل دنيا و آن را در چشم ايشان بيارايم
وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ
و درايم از راست ايشان كه جهت حسناتست و ايشان را در عجب و ريا و شبهه اندازم
وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ
و از چپ ايشان كه طرف سيئاتست