بايشان بلا و عذاب
إِلَّا أَنْ قالُوا
مگر آنكه گفتند
إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
بدرستى كه ما بوديم ستمكاران بر نفس خود كه تكذيب رسولان كرديم يعنى اعتراف كردند بظلم خود در آنچه بر آن بودند و اقرار ميكردند ببطلان آن به جهت تحسر بر آن پس در آنوقت تضرع و زارى و پشيمانى ايشان از آنچه كرده بودند فايده ندارد زيرا كه نزول عذاب و وقت تكليف مقارن يكديگرند و قوم يونس از آن مستثنىاند چنان كه مذكور خواهد شد و بعد از انذار از عقوبت دنيويه از عقوبت اخرويه تهديد ميفرمايد .
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ
پس هر آينه بپرسيم آن را كه فرستاده شدهاند بديشان پيغمبران و سؤال از ايشان از قول رسالت خواهد بود يعنى چون رسولان تبليغ رسالت خود كردند با معجزات ظاهر شما در جواب ايشان چه گفتيد و اين سؤال بر وجه تعنف و تعذب باشد
وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ
هر آينه بپرسيم فرستاده بندگانرا يعنى پيغمبران را از اداى رسالت و تبليغ احكام و اين سؤال تشريف و تقريب است و فائدهء اين سؤال آن باشد كه خلائق بدانند كه حق تعالى پيغمبران فرستاده و نصب ادله فرموده و كفار به جهت عناد و استكبار بديشان نگرويدهاند با آنكه دانستهاند حقيقت پيغمبران را .
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ
پس هر آينه بخوانيم بر رسولان و امثال ايشان گفتار و كردار ايشانرا
بِعِلْمٍ
بدانش خود يعنى در حالتى كه عالميم بظواهر و بواطن ايشان
وَ ما كُنَّا غائِبِينَ
و نبوديم ما پنهان و دور و بى خبر از اقوال و افعال ايشان تا بر ما مخفى شده باشد احوال ايشان و حال آنكه بوديم ما مطلع بر احوال ايشان .
وَ الْوَزْنُ
و سنجيدن اعمال هر يك
يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ
در روز قيامت عدل است و حق و گويند وزن بمعنى قضاست يعنى حكم خدا در آن روز حق است و بنابراين تسميه حكم عدل به ميزان باعتبار تسويه است يعنى چنان كه كسى چيزى بترازو سنجد نگذارد كه كفه بر كفه بچربد حق تعالى حكم بعدل كند بىزياده و نقصان و قول اوّل اشهر است و در خبر صحيح واقع شده كه صحيفهاى اعمال را وزن كنند بميزانى كه او را عمودى و دو كفه باشد و همهء خلايق در آن نگرند به جهت اظهار معدلت و قطع معذرت و در تبيان از ابن عباس نقل مىكند كه درازى عمود ميزان پنجاه هزار ساله راهست و هر دو كفهء او يكى نور است و يكى از ظلمت حسنات در پلهء نور نهند و سيئات در پلهء ظلمت و نيز از آنحضرت مرويست كه اعمال شخصى را نزد ترازو آورند كه در او كلمهء شهادتين نوشته باشد همه نامهها را در كفه نهند و اين را در كفهء ديگر اين كفه بر آن بچربد
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
پس هر كرا گران بود اعمال سنجيدهء او
فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
پس آنگروه ايشانند رستگاران