تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
پروردگار شما
عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ
از خوردن اين درخت
إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ
مگر به جهت نخواستن آنكه گرديد دو فرشته در علو مرتبه يا حسن صورت
أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ
يا باشيد از جاويد ماندگان در بهشت كه هرگز مرك بشما نرسد .
وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ
و سوگند خورد براى رغبت آدم و حوا در خوردن آن گفت بدرستى كه من شما را از نصيحت كنندگانم يعنى از روى شفقت ميگويم كه از اين درخت بخوريد تا نميريد آدم گمان برد كه كسى سوگند به خدا دورغ نخورد به جهت آن فريفته شد .
فَدَلَّاهُما
پس فرود آورد شيطان ايشان را به خوردن آندرخت
بِغُرُورٍ
بفريب و وسوسه
فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ
پس آنهنگام كه بچشيدند يعنى بيافتند بطعم ميوهء آندرخت في الحال
بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما
ظاهر شد مر ايشانرا عورات ايشان يعنى لباس ايشان ريخت تا عورت يكديگر را بديدند
وَ طَفِقا يَخْصِفانِ
و در ايستادند و شروع كردند در آنكه ميچسبانيدند برگ بر بالاى برگى و آن را مينهادند
عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ
بر عورات خويش از برگ درخت بهشت و شهر آنست كه برگ انجير بود برهم بستند تا چون هيات ازارى شد و عورت خود را بدان پوشانيدند از اين طرف بآنطرف ميگريختند
وَ ناداهُما رَبُّهُما
و ندا كرد آدم و حوا را پروردگار ايشان
أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ
آيا نه شما را نهى كرده بودم از خوردن اين درخت
وَ أَقُلْ لَكُما
و نه گفته بودم شما را تحذير كرده
إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما
بدرستى كه شيطان هست مر شما را
عَدُوٌّ مُبِينٌ
دشمنى آشكارا و دشمنى او در وقت امتناع او از سجود آدم بر همهء ملائكه روشن شده بود و اين گفتار بر سبيل توبيخ او سبحانه بود آدم و حوا را بر ترك اولى مروى است كه در وقت گريختن ايشان حق تعالى گفت يا آدم « ا فرار منى » اى آدم آيا از من فرار مىكنى و ميگريزى آدم گفت بل حياء منك بلكه گريختن من بجهة حياء و شرمندگى است از حضرت تو پس بگناه اعتراف نمود و از روى نياز .
قالا
گفتند با حق سبحانه
رَبَّنا
ايپروردگار ما
ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
ستم كرديم بر نفسهاى خود به نقص ثواب بر فعل ندب
وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا
و اگر تو نيامرزى براى ما ذلت ما را كه ترك ندب است
وَ تَرْحَمْنا
و نبخشائى ما را
لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
هر آينه باشيم از زيانكاران آدم اگرچه ترك مندوب كرده بود خود را خاسر و ظالم خواند زيرا كه عادت اولياء آنست كه ذلت حقير را عظيم شمرند و حسنهء عظيمهء را صغير دانند و نميتواند بود كه مراد صدور معصيت باشد از او زيرا كه باجماع اماميه انبياء معصومند از جميع صغاير و كباير
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 95 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى