بقوله الحق « مع على و على مع الحق يدور معه حيث داره » بعد از ذكر وعيد فجار بيان وعد ابرار ميفرمايد كه .
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ
هر كه بيايد بخصلتى پسنديده و نيكو
فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
پس مر او راست ده بار مانند آن يعنى بعوض او او را ده نيكوئى است و بهفتاد و هفتصد نيز و به غير حساب واقع شده و لهذا گفتهاند كه مراد تعيين عدد نيست بلكه اظهار كثرت است
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ
و هر كه بيايد بدى يعنى بخصلتى بد از اقسام منهيات
فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها
پس جزا داده نشود مگر بمانند آن يعنى بيكى يكى بدون زياده
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
و ايشان كه اهل حسنه و سيئهاند ستمديده نخواهند شد بنقصان ثواب و زيادتى عقاب و در احاديث قدسيه آمده كه حضرت عزت عز شأنه فرموده كه حسنه را ده عوض بدهيم يا بيشتر و سيئه را يكى جزا دهم يا بيامرزم واى بر آنكس كه آحاد بر عشراتش غلبه كند يعنى سيئاتش بر حسناتش غالب شود و هر كس كه نزد من آيد و به پرى زمين گناه كرده باشد و در آن ميانه شرك نباشد مانند آن مغفرت و آمرزش بوى دهم از سفيان ثورى روايت است كه حق تعالى اين آيه را فرستاد كه
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
رسول فرمود كه اللهم زدنى لامتى بار خدايا بر اين بيفزاى براى امت من حق تعالى فرمود
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً
فرمود بار خدايا به اين نيز بيفزاى اين آيه آمد كه
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ قُلْ
بگو اى محمد اين قوم را كه تفرقه در دين افكندهاند و ببعضى از پيغمبران ايمان آوردهاند يا ببرخى از احكام شرع گرويدهاند و منكر برخى ديگر شدهاند .
إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي
بدرستى كه راه نموده است مرا پروردگار من
إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
بسوى راه راست بوسيله وحى و ارشاد و به آنچه نصب فرموده از حجج بينه و ادله هاديه
دِيناً قِيَماً
بدل است از صراط مستقيم يعنى نموده است مرا دينى پاينده و درست كه اصلا كجى در او نيست
مِلَّةَ إِبْراهِيمَ
يعنى دينى كه آن ملة و طريق ابراهيم است
حَنِيفاً
در حالتى كه ابراهيم از دينهاى باطله گرويده بود و بدين حق ميل فرموده
وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و نبود ابراهيم از شرك آرندگان يعنى از بت پرستان چون يهود و نصارى .
قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي
بگو بدرستيكه نماز من و قربان من در حج يا جميع افعال حج و عمره كه ادا ميكنم
وَ مَحْيايَ
و زندگانى من يعنى آنچه برآنم در زندگانى خود
وَ مَماتِي
و آنچه بر آن ميميرم از ايمان و طاعت
لِلَّهِ
مر خدايراست
رَبِّ الْعالَمِينَ
كه آفريدگار عالميانست .
لا شَرِيكَ لَهُ
هيچ انبازى نيست مر او را
وَ بِذلِكَ
و به اين قول و اخلاص