دختران شما را ننك و عار است و درويشى و قربان كردن ايشان براى بتان موجب تقربست و بر هر تقدير اين سخن را در نظر ايشان مىآراستند
لِيُرْدُوهُمْ
تا هلاك سازند يعنى گمراه گردانند ايشان را و از راه ببرند باغوا
وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ
و تا سوار پوشيده گردانند بر ايشان
دِينَهُمْ
دين ايشانرا يعنى آن دينى را كه بر آن بودند از ملت اسمعيل عليه السّلام
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ
و اگر خواستى خدا كه بر وجه اجبار و قهر شياطين را از اين اضلال باز دارد
ما فَعَلُوهُ
نكردندى آن را و قادر نشدندى بر آن و ليكن جبر و قهر منافى تكليف است و مصلحت در اختيار است و چون چنين است
فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ
پس بگذار ايشانرا به آنچه افتراء ميكنند و دروغى كه ميگويند .
وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ
و گفتند اين نصيب خدايان ما كه چهار پايان و كشت است
حِجْرٌ
حرامست بر ما
لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ
نچشد و نخورد آن را مگر آنكه ما خواهيم از خادمان بتخانه مردان و زنان پس مطلق زنان را در آن دخل نميدادند
بِزَعْمِهِمْ
به گمان باطل خود بىدليلى و حجتى
وَ أَنْعامٌ
و چهار پايان
حُرِّمَتْ ظُهُورُها
حرام گردانيده شده است پشتهاى ايشان يعنى سوار شدن و بار نهادن بر آن مراد بحيره و سائبه و حام است كه در سورهء مائده گذشت
وَ أَنْعامٌ
و اين چهار پايان
لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا
ياد نكنند نام خداى را بر ذبح آن چه آن را بر نام ذبح ميكردند و آنچه مذكور شد از تحريم انعام و حرث كه نسبت به خدا ميدادند و ميگفتند كه خدا چنين گفته
افْتِراءً عَلَيْهِ
جهت افترا كردن بر او
سَيَجْزِيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ
زود باشد كه جزا دهد خدا ايشانرا بسبب آنكه بودند كه افترا ميكردند بر خدا از روى جهالت .
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ
و نيز گفتند كه آنچه در شكمهاى اين چهار پايانست يعنى آنچه در شكم بحيره و سائبه است
خالِصَةٌ لِذُكُورِنا
حلالست مردان ما را خاصة
وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا
و حرام كرده شده است بر زنان ما اگر زنده متولد شود
وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً
و اگر مرده باشد يعنى مرده متولد شده باشد
فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ
پس ايشان همه يعنى مرد و زن در خوردن آن شريك باشند
سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ
زود باشد كه پاداش دهد خدا وصف كردن ايشانرا كه آن افتراست بر خدا در تحليل و تحريم
إِنَّهُ حَكِيمٌ
بدرستيكه خدا حكيم است در آنچه حلال و حرام ميكنند