حالتى كه جاويد باشيد در آن آتش
إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
مگر آنچه خواهد خدا كه شما را از آتش زمهرير نقل كند
إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ
بدرستى كه پروردگار تو خداوند حكمت است بانس و جن
عَلِيمٌ
دانا باحوال و حال ايشان .
وَ كَذلِكَ
و چنان كه فرو ميگذاريم كفار جن و انس را به جهت عناد ايشان تا بر يكديگر مسلط مىشوند
نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً
مسلط گردانيم بعضى ظالمان را بر بعضى ديگر واگذاريم تا به اختيار خود هرچه خواهند كنند و باجبار منع ايشان نكنيم اكثر برآنند كه اين تسلط در آخرت باشد يعنى در آن روز ظلمه انس و جن را با هم گذاريم و از ايشان تبرا كنيم همچنانكه تخليه ايشان كرديم و ايشانرا با هم گذاشتيم
بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند در دنيا از معاصى و مناهى بر وجه عناد از ابن عباس روايت است كه هر گاه حق تعالى از قومى راضى باشد اختيار ايشانرا بر ايشان امير گرداند و اگر سخت گيرد قومى اشرار را بر ايشان مسلط سازد بر وجه تخليه به جهت جزا دادن ايشان بر اعمال قبيحه و مالك دينار روايت كند كه من در بعضى كتب سماوى خواندهام كه حق تعالى ميگويد منم خدائى كه مالك جميع پادشاهانم و دلها بيد قدرت من است پس هر كه اطاعت من كند پادشاهان را بر او رحيم گردانم و هر كه عصيان كند پادشاهان را بر او بيرحم سازم پس ملوك را دشنام مدهيد بلكه توبه كنيد و باز گرديد باوامر من تا ايشانرا بر شما مهربان گردانم و مثل اينست قول أمير المؤمنين عليه السّلام كه ترك مكنيد امر بمعروف و نهى از منكر تا مسلط نشود بر شما اشرار شما پس هر چند دعا كنيد مستجاب نشود .
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
اى گروه ديوان و آدميان
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ
آيا نيامد بشما يعنى البته آمد پيغمبران از جنس شما اگرچه پيغمبران جز آدميان نبودهاند اما انس را با جن جمع كرد پس بر سبيل تغليب اين خطاب صحيح باشد و گويند مراد برسولان جن بيم كنندگان ايشان بود همچنان كه هفت كس از جن پيغام حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بقوم ميرسانيدند و در تفسير جرجانى مذكور است كه باجماع حق تعالى بر سبيل ملامت بآدميان و پريان گويد كه نه رسولان بشما فرستادهام
يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي
مىخواندند بر شما آيتهاى كتاب مرا
وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا
و ميترسانيدند شما را از ديدن اين روز كه قيامتست
قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا
گويند در جواب كه گواهى ميدهيم بر نفسهاى خود يعنى اعتراف ميكنيم بكفر و استحقاق خود
وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا
و فريفته كرده بود ايشانرا زندگانى دنيا تا از بعث و نشر فراموش كردند و چون شدايد اهوال قيامت