كشى كردند و در آن تامل نكرده به آن ايمان نياوردند .
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا
و بدرستى كه آمديد به حساب و جزاى ما
فُرادى
در حالتى كه منفرديد نه مال با شماست و نه فرزند و نه خدم و حشم و نه يار و مدد كار
كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
در زمينى كه آفريده بوديم شما را اول بار در رحم مادر سر و پاى برهنه منفرد و معرى از همه چيز
وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ
و بگذاشتيد آنچه عطا داده بوديم شما را در دنيا يعنى آنچه بدان مينازيديد و بر ديگران بسبب آن مفاخرت ميكرديد
وَراءَ ظُهُورِكُمْ
از پس نشست خود نه از پيش فرستاديد و نه با خود داشتيد پس سرزنش ايشان كنند
وَ ما نَرى مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ
و ما نمىبينيم با شما شفيعان شما را
الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُ
آنكه گمان ميبرديد بر وجه جهالت بدرستى كه در تربيت شما و استحقاق عبادت شما شريكان خدايند
لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ
بدرستى كه بريده شد پيوند شما و پراكنده گشت ميعت شما
وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
و كم شد از شما آنچه بوديد كه گمان ميبرديد كه بتان شفيعان مااند و به آنكه بعث و نشور نخواهد بود و نيز به جهت احتجاج ميفرمايد كه .
إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ
بدرستى كه خداى تعالى شكافنده تخم زراعت است تا نبات از آن برويد
وَ النَّوى
و شكافنده تخم دانه اشجار است تا نهال از آن بر آيد
يُخْرِجُ الْحَيَّ
بيرون مىآرد زنده را يعنى نباتات و اشجار تر و تازه را كه بنشو و نما حيات دارد
مِنَ الْمَيِّتِ
از مرده كه تخم و دانهء خشك است يا بيرون مىآرد ولد را از نطفه و مرغ از بيضه و مؤمن از كافر و عاقل از جاهل
وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ
و بيرون آرنده مرده است چون تخم و نطفه و بيضه
مِنَ الْحَيِّ
از زنده كه نبات آدمى و مرغست
ذلِكُمُ اللَّهُ
اين زنده كننده و ميراننده اللّه است كه سزاوار عبادت است
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
پس از كجا برگردانيده مىشويد از او به غير او يعنى او را گذاشته بپرستش غير او اشتغال مينمائيد .
فالِقُ الْإِصْباحِ
شكافنده عمود صبح است از ظلمت شب يعنى برنده تاريكى شب و آورندهء روشنائى روز
وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً
و گردانيد شب را آرامگاه خلق تا از تعب حركات روز برآسايند
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً
و گردانيد آفتاب و ماه را نشانهاى اوقات يا آن را دورهاى مختلفه داد تا به آن حسابهاى سال و ماه و هفته معلوم شود و به آن سر رشتهء خود نگاه دارند
ذلِكَ
اين كار كه سير