اين است پروردگار من بر سبيل فرض بزعم قوم خود و اين مثل آنست كه شخصى بقول خصم قايل شود و در اول كلام تابع او شود و بعد از اثبات بطلان آن بر او انكار آن نمايد تا حجت بر خصم لازم سازد چنان كه يكى از ما نظر در اجسام كرده تقدير كند كه اين قديمست همچنانكه مذهب خصم اوست و چون بواسطهء تغيير و تبديل كه از لوازم حدوث است حدوث آن نمايد خصم را به آن ملزم سازد و حكم بحدوث آن نمايد پس ابراهيم عليه السّلام نيز بر همين وجه گفت كه اين خداى من است
فَلَمَّا أَفَلَ
پس آنهنگام كه ستاره فرو رفت
قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
گفت دوست نميدارم روندگان را چه جاى اينكه عبادت اينها كنم زيرا كه زوال و انتقال مقتضى امكان و حدوث است و منافى الهيت پس قدر ديگر كه راه برفتند و آن شب چهاردهم بود طبق سيمين ماه بر كنار خوان فلك نمودار شد .
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ
پس چون ديد ماه را
بازِغاً
در حالتى كه بر آينده بود و ابتدا بطلوع نماينده جمعى ماه پرستان پيش آن به سجده در افتادندى
قالَ هذا رَبِّي
گفت اين است پروردگار من بر طريقى كه مذكور شد
فَلَمَّا أَفَلَ
پس آنوقت كه روى به مغرب نهاد يعنى از خط نصف النهار بجانب مغرب ميل كرد
قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي
گفت اگر راه ننمايد پروردگار من بمعرفت خود بر وجه لطف و توفيق
لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
هر آينه باشم از گروه ستمكاران و گمراهان مراد وى به اين گفتار ارشاد قوم بود بر تنبيه ايشان كه قمر نيز متغير الحالست و صلاحيت الوهيت ندارد هر كه آن را خداى خود گيرد البته گمراهست و چون صبح طالع شد ناگاه سپر زرين آفتاب از فلك خود سر برآورد و زمين را بغلبيت نور خود منور گردانيد و بهر جاى بقعه تافت بجرم از همه بهتر و بيشتر آفتاب پرستان به سجده او مشغول شدند ابراهيم به قصد احتجاج حجت بر ايشان گفت اين پيش رو نورها است و به جهت فرط نور خود بر همهء انوار غالب شده بنگريم كه چه تواند بود و به اين نيز روز باختى كنيم تاويل صادق در غور آن نظر كنيم و ببينيم كه او را رتبهء الوهيت هست چنان كه زعم شماست چنان كه ميفرمايد .
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً
پس ديد آفتاب را بر آينده و جهان بنور خود تابنده
قالَ هذا رَبِّي
گفت اين كوكب پروردگار من است بحسب فرض و تقدير همچنانكه زعم شماست
هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ
پس چون نشان زوال و انتقال او ظاهر شد
قالَ يا قَوْمِ
گفت اى گروه من
إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
بدرستى كه من بيزارم به آنچه شما به او انباز ميگيريد با خدا از اشياء محدثه محتاجه بحدثى و موجدى بدانكه ميتواند بود كه صدور اينكلام از ابراهيم عليه السّلام بر وجه