و حال آنكه صاحب صور صور در دهن گرفته و گوش هوش فرا داشته منتظر آنكه مأمور شود بدميدن آن تا بلا تأخير در دمد و بعد از بيان احتجاج بر كفار در عقب آن فرموده كه چرا تصديق دينى نميكنند كه كيش ابراهيم خليل است و همه شما بمرتبه قدرت او مفتخريد و در رسانيدن نسب خود به او بر عالميان افتخار مينمائيد پس فرمود كه .
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
و ياد كن براى اهل مكه قصه ابراهيم كه ايشان دعوى فرزندى او ميكنند پس اولى آنكه اقتدا نمائيد در توحيد و قصهء او آنست كه گفت
لِأَبِيهِ آزَرَ
مر پدر خود آزر را مراد عم اوست چه باجماع اماميه و دلائل عقليه و نقليه از ائمه جميع آباء انبياء تا بعهد آدم مؤمناند و اطلاق عم به اب در كلام عرب شايع است و اسم پدر او باتفاق نسابين و اصحاب تاريخ « تارخ » است پس معنى آنست كه ابراهيم عليه السّلام مر عم خود را كه آزر نام داشت و بت تراش و بت پرست بود گفت
أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً
آيا فرا ميگيرى بتان را كه خود تراشيدهايد بخدائى
إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
بدرستيكه من ميبينم تو را و گروه تو را كه تابع تواند در گمراهى هويدا - در آثار آمده كه آزر بت ميتراشيد و بابراهيم ميداد كه ببازار بر و به فروش او ريسمان بپاى بت بسته ببازار آمدى و به زمين مىكشيدى مىگفتى كه ميخرد خدائيرا كه نمىشنود و نمىبيند و هيچكس را نفع و ضرر نتواند رسانيد پس بياوردى و نزد آزر بينداختى و گفتى اين را كس نميخرد و مردمان شكايت ابراهيم را به او كردندى وى ابراهيم را از اين سرزنش و ملامت كردى ابراهيم جواب دادى كه شرم ندارى كه جمادى را كه هيچ نفع و ضرر از او متصور نيست و شنيدن و ديدن از او مسلوبست پرستش ميكنيد .
وَ كَذلِكَ
و همچنان كه ما ابراهيم را بينا گردانيديم بر ضلالت و گمراهى قوم او همچنين
نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بنموديم ابراهيم را بربوبيت و پادشاهى و عجايب و بدايع آسمانها و زمينها از ذروهء عرش تا تحت الثرى همه را بر او منكشف ساختيم تا استدلال كنند بدان بر قدرت كاملهء من
وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
تا باشد از بىگمانان در وحدانيت من ابو بصير از ابى عبد اللّه عليه السّلام روايت كرده كه حق تعالى ملكوت سماوات و ارض را بابراهيم نمود مردى را ديد كه زنا مىكند بر او دعاى بد كرد هلاك شد مردى ديگر را ديد كه به اين عمل قبيح مشغولست او را نيز دعا كرد بمرد مرد سوم را چون بديد كه زنا مىكند دعا كرد فوت شد به او خطاب آمد كه اى ابراهيم دعاى تو مستجاب است بر بندگان من دعا مكن اگر خواستمى كه همه را بميرانم بدعاى تو ايشان را نمىآفريدم بدانكه من خلقان را بر سه صنف آفريدم صنفى عبادت