ظن احوال ايشان آگاه شوى پس شايد كه ايمان ايشان نزد خدا اعظم از ايمان كسى باشد كه طرد ايشان كنى به جهت سؤال آنها بر تقدير ايمان آوردن ايشان پس اگر از نزد خود برانى مؤمنان را جهت طمع در ايمان ايشان
فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ
پس باشى از ستمكاران اين غايت مبالغه است در نهى از طرد مؤمنان و اگرچه قصد حضرت در تقديم رؤسا و اغنياى قرين بر ضعفا و فقرا قصد ايمان آوردن بود نه اهانت فقرا اما چونكه حق تعالى ميدانست كه ايشان هرگز ايمان نيارند و مدعاى ايشان از اين قول مكر و خديعه بود به آن حضرت از اينجهت رسول خود را از اين اعلام كرد و نگذاشت كه از مكر ايشان فريب خورد .
وَ كَذلِكَ
و همچنان كه آزمودهايم فقرا را باغنيا همچنان
فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ
آزمودهايم بعضى از اشراف را بر بعضى از ضعفا در امور دين و مقدم گردانيديم اين ضعيفان را بر قرباى عرب در منقبت ايمان يعنى امتحان و ابتلا كرديم اين اشراف و توانگران را به آنكه بعوض مال و جاه ايشان درويشان را پايه قرب و مجالست رسول را داديم
لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ
تا گويند بزرگان آيا اين گروه كه بنعمت ايمان و احسان يا بتوفيق هدايت
مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
منت نهاد خدا بر ايشان
مِنْ بَيْنِنا
از ميان ما و حال آنكه ما اكابر و رؤسائيم و ايشان مساكين و ضعفا و چون بر وجه انكار اين را گفتند حق تعالى در جواب ايشان فرمود كه
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ
آيا نيست خدا داناتر يعنى البته داناتر است به كسى كه ايمان واقع شود و بر توفيق آن شكر گويد و كسى كه ايمان نيارد و كفران آن كند پس او را توفيق دهد و دوم در خذلان بگذارد و ابو سعيد خدرى روايت كند كه با جمعى ضعفاى مهاجر در مسجد نشسته بوديم و از برهنگى چنان بوديم كه بعضى از ما جامه بر بعضى ميپوشيد و يكى قرآن ميخواند و ما استماع آن ميكرديم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد ما آمده و سلام كرد و گفت در چه كاريد گفتيم يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يكى از ما قرآن ميخواند و ما استماع آن ميكنيم فرمود الحمد للّه از امت من جمعى پديد آمدند كه من مأمور شدم به آنكه با ايشان بنشينم و در سختى و شدايد با ايشان شريك شوم پس در ميان ما بنشست و در نشستن با ما برابرى كرد و زانوهاى خود را بر زانوهاى ما نهاد و بعد از آن فرمود كه حلقه شويد ما چنان كرديم پس در ما نگاه كرد و گفت بشارت باد شما را اى درويشان هجرت كننده بنور تمام در روز قيامت پيش از توانگران ببهشت رويد به نيم روز مقدار آن پانصد سال باشد بعد از آن پيغمبر خود را بتعظيم مؤمنان امر ميفرمايد .
وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا
و چون بيايند آنان كه به تو ايمان دارند
فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ
پس بگو كه سلام بر شما باد مرويست كه بعد از نزول اين آيه درويشان صحابه