وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ
و نميگويم شما را كه از جنس فرشتهام يا هر چه فرشتگان بدان قدرت دارند من نيز آن بكنم بلكه من همچون شماام در بشريت
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ
مگر آنچيزى را كه وحى كرده مىشود از احكام حلال و حرام به من
قُلْ
بگو اى محمد از روى تمثيل
هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ
آيا يكسان هستند نابينا و بينا يعنى برابر نباشند گمراه با راه يافته و جاهل با عالم
أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ
آيا پس هيچ انديشه در اين باب نميكنند يعنى تامل كنيد در اين تا مهتدى شويد و از عناد برگرديد .
وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ
و بيم كن آنچه به تو وحى كرده مىشود آنانرا كه به جهت تقصير در عمل و كثرت زلل ميترسند
أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ
آنكه حشر كرده شوند بسوى جزاى پروردگار خود تخصيص ترسندگان بانذار با آنكه آن همه را عام است جهت آنست كه دل پند پذير و گوش نصيحت پذير ترسندگان راست
لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ
نيست مر اين ترسندگان را بجز از خدا دوستى كه متولى امور ايشان باشد در دارين
وَ لا شَفِيعٌ
و نه شفاعت كننده كه ايشان را از عذاب هر دو سرا برهاند پس اهل خوف را بيم كن
لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
تا شايد كه بپرهيزند آوردهاند كه صناديد قريش با حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتند كه هميشه در مجلس تو درويشانند و غلامان چون ابن مسعود و بلال و عمار و صهيب و سلمان و حباب و غير ايشان از مساكين و ضعفا باشند اگر اين بندگان و مفلسان را از مجلس خود دور كنى ما با تو نشست و برخاست كنيم و سخنان در باب دين و قرآن گوئيم و بشنويم چه ما را عار ميآيد كه با مسكينان نشينيم و غرض ايشان از اين گفتار آن بود كه آن جماعت از مجلس آنحضرت رميده ترك صحبت او كنند و ايشان بسخن خود وفا نكرده گرد او نگردند تا حضرت تنها ماند اين آيه در بارهء ايشان نازلشده كه .
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ
و مران از مجلس خود آنانرا كه ميخوانند پروردگار خود را و ياد ميكنند
بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ
در بامداد و شبانگاه مراد دوام ذكر است يعنى شب و روز در ياد خدايند - از امام محمد باقر عليه السّلام روايت است كه قرآن مىخوانند در هر طرف روز
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
ميخواهند بدان ذكر و دعا جهت رضاى الهى و طريقهء او
ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
نيست بر تو از حساب ايمان و اعمال ايشان چيزى
وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ
و نيست از حساب ايمان و عمل تو بر ايشان
مِنْ شَيْءٍ
بر چيزى
فَتَطْرُدَهُمْ
تا برانى ايشانرا از نزد خود يعنى چون بر تو حساب ايمان ايشان نيست و مكلف نيستى تو كه بر