بگويم و بعد از آن بيان تعبير آن كنم ملك گفت چنين باشد پس گفت اى ملك تو هفت گاو ديدى فربه روشن و سفيد كه رود نيل بشكافتند و آنجا بيرون آمدند پستانها پر از شير تو در ايشان مينگريدى و از حسن ايشان تعجب ميكردى ناگاه ديدى كه آب نيل به زمين فروشد و زمين بديد آمد و از ميان گل و لاى هفت گاو لاغر بديد آمدند خاك رنگ شكمها بازپس رفته بىشير و پستانشان دندان و پنجه داشت چون دندان و پنجه سگان و خرطومها داشتند چون خرطوم سباع پس به آن گاوان فربه حمله كردند و ايشان را بدريدند و استخوانهاى ايشان را بشكستند و مغز استخوانهاى ايشان را بمكيدند و تو از آن تعجب ميكردى پس هفت خوشه گندم سبز و تازه از زمين برآمد و هفت ديگر سياه و خشك و همه در يك موضع نو از روى تعجب با خود ميگفتى كه چگونه در يك جا هفت خوشهء چنين سبز و خرم و هفت ديگر چنين سياه و خشك رسته بعد از آن بادى سياه برآمد و خوشههاى سياه و خشك را بر آن خوشهاى سبزتر زد و آتش برآمد از آن و آن خوشهها سبز را بسوخت خواب تو اين است پس از دهشت و خوف اين واقعه از خواب بيدار شدى ملك از اين صورت متعجب و متحير فرو ماند گفت و اللّه چنين بود اين كه تو گفتى از خواب من و عجبتر اينكه گوئيا اين واقعه تو ديدهء به خدا كه همه صواب گفتى و هيچ خطا نكردى و مرا بعضى از آن فراموش شده بود اكنون بخاطر رسيد پس تعبير آن را بطريقى كه گذشت تقرير كرد ملك گفت اى صديق روزگار راى صواب تو در اين چه تقاضا مىكند تا بر آن عمل كنيم يوسف عليه السّلام فرمود كه اى ملك صلاح آنست كه بفرمائى هر جو و گندم كه در مملكت تو هست جمع كنى و آنچه در خزينه دارى خرج زراعت كنى چه اضعاف آن باز خواهى يافت و چون وقت درويدن آن رسد بفرمائى تا بدروند و با خوشه در انبارها نهند تا از آفت شپشه ايمن باشد دانهء آن براى آدميان و كاه آن براى چهارپايان تا در زمان قحط چهارپايان نيز بمعرض تلف درنيايند و در آن هفت سال آنچه حاصل شود پنج يك آن براى قوت آنسال بردارى و باقى ذخيره كن براى سالهاى قحطى و چون اين هفت منقضى شود هفتسال قحطى باشد و مردم از اطراف و اكناف عالم آيند و از تو طعام خواهند و آنچه در هفتسال فراخى نهاده باشى همه را بمراد خود بفروشى و به جهت آن خزينهء تو از زر و سيم مملو شود بحديكه هيچ پادشاهى نديده باشد ملك ريان كه اينسخنان از يوسف عليه السّلام بشنيد
قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ
گفت اى يوسف بدرستيكه امروز نزد ما با جاه و قدرى و در غاية تقرب مؤتمن بر همه چيزها هر چه ميخواهى از ما بخواه و آنچه آرزو دارى بر من بگوى كه بر وفق مدعاى تو ساخته و پرداخته خواهد شد .
قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ
گفت