به مالك پيغام داد كه غلام را بنحاس آورد روز ديگر مالك يوسف را بحمام برده سر و تن او را بشست و جامههاى قيمتى در او پوشانيد و بآراستگى تمام او را ببازار آورد و بجلوهء آن جمال شيرين شور از مصريان برآورد و خريداران به من بزيد هر كس در بها چيزى اضافه ميكردند تا آنجا رسيد كه هم سنگ او زر و نقره و مشك و ديبا بدهند عزيز مصر قدم خريدارى در پيش نهاده او را به اين مبلغ خريد و به خانه برد .
وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ
و گفت آنكس كه خريد يوسف را از اهل مصر يعنى عزيز
لِامْرَأَتِهِ
مر زن خود را يعنى زليخا
أَكْرِمِي مَثْواهُ
گرامى دار جاى نشستن اين غلام كنعانيرا يعنى از حسن تعهد و نيكو داشت او ملاحظه تمام كن چون نشاندن كسى را بجاى نيكو دليل عزت و احترام است
عَسى أَنْ يَنْفَعَنا
شايد كه سود رساند ما را در كار ما از ضياع و عقار و سر انجام روزگار و به او مستظهر شويم در مصالح حال و مال چه علامات رشد از جبين او لايح است
أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً
يا فرا گيريم ويرا بفرزندى گويند عزيز عقيم بود و نزد بعضى عنين و به جهت اين گفت كه او را بفرزندى گيريم چه آثار رشد و صواب در بشرهء او ظاهر است از بعضى اكابر نقل است كه عزيز زليخا را امر كرد كه يوسف را بموضعى فرود آور كه نيكوترين اماكن باشد زليخا جائى كه احسن منازل باشد بهتر از درون خود نيافت پس او را در خانهء دل خود فرود آورد
وَ كَذلِكَ
همچنانكه عزيز را بر يوسف مهربان گردانيديم و او را بر تعهد حال او داشتيم بعد از آنكه ويرا از بند چاه و تعب راه نجات داده بوديم
مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ
جاى داديم يوسف را و تمكين داديم در زمين مصر تا تصرف كند در آن ولايت بمعدلت
وَ لِنُعَلِّمَهُ
و تا بياموزيم او را
مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ
از تاويل خوابها و معناى كتب الهى معنى آنست كه غرض از رهانيدن يوسف از چاه و رسانيدن او بمصر و تمكين او دادن در آن اين بود كه بعدل قيام نمايد و بتدبير مردمان اقدام نمايد و از ما تعليم معانى كتب و احكام آن گرفته انفاذ آن كند و به آن ارشاد نمايد و يا تعبير خوابها نموده تنبه ايشان كند از حوادث واقعه تا مستعد آن شوند و بتدبير آن مشغول شوند قبل از آنكه واقع شود مانند تدبير او در سالهاى قحط ايشان بر تفصيلى كه مذكور خواهد شد ان شاء اللّه
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
و خدا غالب است بر كار خود و هيچكس چيزى را از امر او رد نتواند كرد يا غالب است بامر يوسف كه برادران را در آن مطلوبى بود و مشيت خدا بر خلاف او واقع شد مگر آنچه خدا خواست
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن بيشتر مردمان نميدانند كه زمام امور