و قصههاى پيشينيان ميخواند حق تعالى در بارهء او فرمود كه .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ
و از كفار مكه كسانى كه گوش فرا ميدارند بسوى تو وقتى كه قرآن ميخوانى
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً
و گردانيده ايم يعنى افكندهايم بر دلهاى ايشان پوششها يعنى چونكه از فرط عناد و جحود و انكار و حقد و حسد و استكبار تدبير و انديشه نميكنند در باب قرآن يعنى بمنزله كسانىاند كه گوئيا بر دلهاى ايشان پرده كشيدهايم
أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
به جهت كراهيت فهم كنند آن را و نهادهايم در گوش هاى ايشان گرانى تا حق نشنوند - و باقى وجوه تاويل اين كلام در آيه ختم اللّه على قلوبهم مذكور شده
وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها
و اگر ببينند هر معجزهء كه ميطلبند ايمان نياورند بدان از عناد و استحكام تقليد در ايشان چه فرط تكذيب ايشان بغايت رسيده
حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ
تا آنكه بيايند به تو و جدال و خصومت كنند با تو
يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
گويند آنان كه كافرند نيست اين كتاب تو مگر افسانه پيشينيان مانند قصه رستم و اسفنديار و غير آن و اينغايت تكذيب است كه اصداق حديث را مانند گردانند بمزخرفات اولين كه فائده در تحت آن نيست و اكثر دروغست .
وَ هُمْ
و كافران
يَنْهَوْنَ عَنْهُ
باز ميدارند مردمانرا از ايمان آوردن برسول
وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ
و خود دور ميشوند از او يعنى با آنكه خود ايمان نمىآرند و ديگران را از آن نهى ميكنند
وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ
و هلاك نميكنند كافران بنهى مردمان از ايمان مگر نفسهاى خود را
وَ ما يَشْعُرُونَ
و نميدانند كه ضرر ايشان به غير ايشان سرايت نكند .
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ
و اگر ببينى ايمحمد چون باز داشته شده باشند بر آتش دوزخ تا آن را معاينه به بينند و بر آن مطلع شوند و يا در آورده شوند در آن و بدانند مقدار عذاب خود را هر آينه ببينى امرى در غايت شناعت
فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ
پس گويند از سختى عذاب كاشكى باز گردانيده ميشديم به دنيا
وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا
و تكذيب نكنيم آيات پروردگار خود را
وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
و باشيم از جملهء باور دارندگان .
بَلْ
نچنانست كه ايشان چون به دنيا روند ايمان آرند بلكه
بَدا لَهُمْ
ظاهر شود مر ايشان را بشهادت اعضا يا بظهور عذاب
ما كانُوا يُخْفُونَ
آنچه بودند كه مىپوشيدند از كفر و معاصى بر وجه نفاق
مِنْ قَبْلُ
پيش از اين در دنيا يا از روى جهل بر خود تلبيس ميكردند و ميگفتند همانا اين واقع نشود و كسى مبعوث نگردد
وَ لَوْ رُدُّوا
و